علاقه به سینما

واقعیت این است که قبل از سریال یوسف پیامبر برای حضور در تلویزیون و سینما تست می دادم.

یعنی علاقه به سینما در من وجود داشت و با فیلم دیدن بزرگ شده ام و یوسف پیامبر یک موقعیت

بسیار خوبی بود که پیش آمد. پس از آن همیشه دوست داشتم که از طرف اهالی فن یک جایگاه

قابل احترام داشته باشم.

به یک چیز معتقدم ، کسی که می خواهد پیشرف کند باید جاه طلب باشد. سعی کردم انتخابهایم

بعد از سریال یوسف پیامبر منطقی باشند. جزو معدود بازیگرانی هستم که پس از پخش یک سریال

در سال اول در 3فیلم در نقش های اصلی بازی کردم. چهارمین فیلم من حضور در کار آقای جیرانی بود

که ایشان هم بجز کار یوسف پیامبر از من کاری ندیده بودند. از اعتمادی که از طرف کارگردانان به من

شد خوشحالم.

6ماه در گیر کار آقای حاتمی کیا بودم که بنا به دلایلی به توافق نرسیدیم و آن اتفاق من را از مسیرم

عقب انداخت. فیلمنامه در زمان فیلمبرداری دچار تغییرات شد. پس از آن با سامان مقدم کار کردم .

فیلم های سامان را قبلا دیده بودم و دوستش داشتم. فیلم باگت را به همین دلایل انتخاب کردم. سامان

مقدم اساسا فیلمساز گرمی است. بهرام بهرامیان صمیمی ترین دوست من در سینماست و به

کارش تسلط دارد.

در سبب من معیار کارگردان بود. در فیلم آل کسی او را به عنولن کارگردان کار اولی نمی شناخت.

زیرا او خودش را ثابت کرده بود. مسیری که انتخاب کردم تا یک جایی آگاهانه است. ما بازیگران

معمولا انتخاب شونده هستم تا انتخاب کننده و این باعث می شود تا کار ما سخت شود. سال

گذشته معیار من کارگردانی بود امسال معیار من فیلمنامه است. قصه اینجا تاریک نیست قصه

خوبی بود و فکر میکنم فیلم خوبی شده باشد البته به شدت اعتقاد به تدوین و پس از تولید کار

دارم. همه کارهایی که پس از فیلم صورت می گیرد می تواند فیلم خوب را بد کند یا برعکس.



نگاه مثبت منتقدان


من خوشایند منتقدان نبودم. من و تیم یوسف پیامبر را دوست نداشتند و اینها شرایط سختی را برای

من که می خواستم خودم را ثابت کنم پدید آورده بود. از ابتدا از دو طرف مورد هجوم بودم. اما به مرور

زمان نگاه منتقدان به من مثبت شد . در فیلم اول سینمایی ام، فارغ از اینکه حقم بود یا نبود نامزد

منتقدان شدم اما نامزد تفکر جشنواره نشدم. دغدغه ی من بازیگری است و میخواهم تا زمانی که

هستم و می توانم اثری از خودم بگذارم و برای هدفم همه کار میکنم. سختی بیشتری می کشم و از

کارهایی که به اصل تفکر من ضربه بزند پرهیز میکنم. برای من مهم است که چه اتفاقی در فیلم هایم

در اکران می افتد و اگر یک جای کار فیلمم بلنگد شب ها خوابم نمی برد و فیلمم را از ابتدا تا انتهایش

دنبال میکنم.



نقش خیلی سخت

فیلم قصه پریا فیلم خوبی بود و خاطره خوبی برای من به جا گذاشت. نقشی که در این فیلم بازی کردم

خیلی سخت بود نقش یک جوان را که در 3 سال از زندگی اش اعتیاد دارد. از آنجایی که نقش معتاد را

آدم های مختلف بازی کرده اند کاملا برای تماشاگر ایرانی و منتقدان شناخته شده است. آن قسمت کار

خیلی برای من سخت و زجر آور بود و تمام تلاشم را کردم که بتوانم متفاوت تر ایفایش کنم. ذهنیت من

از فریدون جیرانی بخاطر سابقه کاریشان بسیار خوب بود. بالاخره فیلم هایشان را از قبل دیده بودم و

عامل دیگری که باعث شد بازی در این فیلم را بپذیرم این بود که کسانی که در فیلم های قبلی او

بازی کردند همیشه دیده شدند حتی فیلم هایی که می گویند خوب نبود. در آن زمان تجربه ای

نداشتم و پیشنهاد فریدون جیرانی برای من فرصت تازه ای بود. سعی کردم در آن مقطع بیشترین

استفاده را بکنم، فیلمنامه را خواندم و متوجه شدم به قول خود فریدون جیرانی این اولین فیلم

مردانه اش است. از این تعبیر خیلی خوشم آمد چون اکثر فیلم های جیرانی با محوریت زن

ساخته شده است.

یک پروژه دوستانه

بعد از پایان گرفتن فیلم آل بود که به بچه های گروه بدرود بغداد ملحق شدم. حس کردم این فیلم

به کارگردانی مهدی نادری فیلمی است که ارزش کار کردن را دارد یک پروژه کاملا دوستانه با فضایی

صمیمی در پشت صحنه. کار در کل خوب بود و همه ما سعی کردیم در کنار هم آن را بسازیم و

برای همین همه محدودیت ها و سختی ها و شرایط دشوارش را پذیرفتیم ، همه ما پذیرفتیم.

آقای نادری به رغم اینکه اولین فیلم بلندشان بود اما تجربه های خوبی در کارهای کوتاه داشتند

که در جشنواره های مختلف جوایز زیادی برد و با تجربه بودند. می شود گفت در بدرود بغداد

گروهی بودیم که آمدیم کار خوبی انجام دهیم تا نظر مثبت منتقدان را جلب کند و فیلمی برای

ذائقه مخاطب خاص ساخته شود....