مصطفي زماني جوان آقا وباشخصيت(همشهری جوان)

"ميم.صاد.ط"را که در موتورجست وجوي گوگل مي زني مصطفي زماني مي آيد واولين لينک در باره بيوگرافي اوست اما کنارنام اوهنوز بايد توضيح بدهند که اوبازيگر نقش يوزارسيف است.آشنايي مردم با چهره او در نقش يوزارسيف هنوز بيشتر از آشنايي آنها با نام وچهره بدون گريم اوست.اما نمي توانم مطمئن باشم که مصطفي زماني احتياجات فيلم هاي شهري وخياباني را برطرف کند.براساس عکس هايي که ازاو در اينترنت ديده ام مصطفي زماني در نگاه اول هنرپيشه نقش "آقا وباشخصيت "است.جواني که مي تواند کت وشلواربپوشد وپاروي پا بيندازد.البته این جوان آقا وباشخصیت همواره در داستان های عشقی حضوردارد.اوجوان آقا وبا شخصیت است که کم صحبت می کند وخیلی ازمسائل را درخودش می ریزد وخیلی بخواهد کار دراماتیک انجام بدهد احتمالا دریک صحنه زیربرف یا باران به عشقی که دارد اعتراف می کند یا مثلا با ناراحتی کت وشال گردنش را برمی دارد واز جایی قهر می کند.با این اوصاف باید بررسی کردکه چقدر نقش مشترک ومشابه در سینمای ایران نوشته می شود که"تیپ خور"اوباشد.اوبازیگری است که بایک بازی متفاوت وهنوز دیده نشده درفیلمی ترسناک کار خودرا درسینما آغاز کرده.پتانسیل حضور اودر سریال حضرت یوسف حتما به توفیق آن کمک خواهد کرد اما برای اینکه مصطفی زمانی به طورخودبسنده بتواند گیشه ای همیشگی ومداوم داشته باشد باید سوپراستار نقش هایی شود که به او می خورند.

مصطفی زمانی:مردم یوسف رامی شناسند نه مصطفی زمانی را

گپ وگفت بازمانی هنگام پخش سریال پرحاشیه "یوسف پیامبر(ع)"به دلایلی میسر نشد تا اینکه بالاخره طلسم این هفته شکست ومصطفی زمانی خیلی راحت تر دعوت به گفت وگو درباره پرونده سوپراستار هارا قبول کرد.اوایل گفت وگو با او به گلایه گذاری دوستانه زمانی از مجله ونگاه ما به سریال یوسف پیامبر گذشت تا اینکه رسیدیم سربحث اصلی واینکه آیا زمانی می تواندبا پشتوانه محبوبیت یوزارسیف در سینما جاپای گلزار بگذاردوبه تنهایی ملت را به سینما بکشاند یانه؟

البته تا وقتی آل اولین فیلم سینمایی او روی پرده نیاید وبازتاب ها را نبینیم نتیجه گیری درباره این سوال زود وخام است اما مسیر گفت وگو نشان داد زمانی با نگاه خاصی پا در جاده سینما گذاشته.

سوپراستار بعدی سینمای ایران شمایید؟

سوپراستار در هرجامعه ای معنای خاصی دارد ونمی شود معنای مطلقی برای آن در نظر گرفت.در جامعه ما کسی است که تک بوده ودسترسی به اوسخت است"شاخص است"مردم به خاطرش پول می دهند وحاضرند بروند توی صف سینما بایستند.به نظر من عصراینجور کارها سرآمده .عصر اینکه مردم فقط به خاطرشخصی بروندپول بدهند وکسی به تنهایی بتواند گیشه را تعیین کند.تمام شده.در آینده تعداد سوپراستار هابیشتر شده ومعنای آن عوض می شود.

چرا دوره اینجور سوپراستارها تمام شده؟

چون سیستم وجودی انسان اجازه نمی دهد.شما به عنوان یک فرد باید مدام جذابیت ایجاد کنیدو از طرفی هم نمی توانید شرایط جامعه ای را که شما را می خواهند تشخیص بدهید.کافی است یک اشتباه بکنید به زمین می خورید.این حس انرژیک بین یک سوپراستار ومردم جامعه است که باعث می شود مردم آن فرد را دوست داشته باشند.من در ذهن خودم یک سری چیز هارا میدانم ولی همه که اینها نیست. بستگی به شرایط دارد.

این سوپراستارشدن آنقدرهاهم بی در وپیکروبی قانون نیست.

ولی وقتی ما نمی دانیم پله های روبه رویمان چقدر است نمی توانیم برنامه ریزی کنیم.ما مشکلمان این است که فکر میکنیم برای ماندگاری باید با فلانی باشی یا اگر به فلانی بگویی نه نمی شود.

یعنی تو اگر توی باند فلانی نباشی کارت پیش نمی رود؟

نه سند هرچیزی اصل نباشد یک روز معلوم می شود.ما درسینما باید کارگردان وفیلمنامه خوب داشته باشیم که فیلم خوب بسازد که بازیگر در آن خوب باشد نمیشود ساختار فیلم خوب نباشد وهمه وظیفه فروش فیلم به دوش بازیگر باشد.

ولی این سوپراستاراست که می تواند مردم را از خانه بیرون بکشد وبه سالن ببرد.

نه.یک بازیگر می تواند این کاررا کند.مثلا الان پرویزپرستویی مردم را به سینما می کشاند.ما بخواهیم نخواهیم باید برویم سراغ اصل.تا کی سینما با لودگی جلو می رود.بدلش معلوم می شود.بازیگر اگر بازیگرنباشد قلابی بودنش معلوم می شود.

خب سعی می کند صورت وشمایل وظاهرکارش را پیش ببرد.

درست ولی ما مجبوریم سراغ اصل برویم.ما سینمای تجاری را اشتباه گرفته ایم.در دنیا سینمای تجاری سوتی ندارد.فیلم هایش درست وحسابی هستند حرف دارند وبرایشان خرج می شود.ما وقتی برویم سراغ اصول وکار درست وحسابی بازیگرها هم می روند سراغ اصل واینکه داشته هایشان را روکنند.توی بعضی سایت ها نظرسنجی برای من گذاشته اند مردم لطف دارند ومن که نمی توانم براساس این نظرات بگویم خیلی خوبم . ما که نمی توانیم خودمان را گول بزنیم.معلوم می شود قلابی هستیم.

یک مثال دیگر بزنیم.من هیچ وقت سراغ نشریات نرفتم .چهارتا عکس دادم به مطبوعات.من هم برنامه داشتم برای مطبوعات.

می بینید پس شما هم برنامه دارید برای اینکه توی دنیای بازیگری چهره باشید؟

نه!برای چیزی که دست خودم هست برنامه دارم اما روند جامعه دستم نیست.در مطبوعات یکهو دیدم دارم وارد فضایی می شوم که به آن اعتقاد نداشتم.دیگر عکس ندادم.

ولی این چیزها برای نشریات زرد جذاب است.

نباید اینجور راجع به این نشریات حرف زد.بیشترستاره های ما مدیون نشریات هستند.کسی که برای دیدن یک نفربه سینما می رود نیازی به توجیه ندارد.اساسا آنهایی که گیشه را تعیین می کنندکسانی نیستند که دنبال جزئیات سوپراستارباشندوبراساس آن قضاوت کنند.به نظرم نشریات زرد برای کلیشه دار بودن یک بازیگر خیلی خوب عمل می کنند.

ببینید شما نقش اولتان دریوسف یک نقش مثبت بود وحالا هم نقش یک مجنون در فیلم آل به نظر می آید به جز بحث مطبوعات در انتخاب فیلم هم برنامه دارید؟

مخاطب سینما با تلویزیون فرق دارد.مخاطبی که می آیدسینما به خاطر من می آید.هنر یک خوبی دارد آن هم اینکه اگر درست انجام بدهی دیده می شوی.اگرمن بعداز یوسف نقش قاتل رابازی کنم وبه نحواحسن ازعهده نقشم برآیم قبولم می کنند.من خودم دوست دارم همه کارها را تجربه کنم وبرای خودم برنامه ریزی دارم.حالا زورم به محیط بیرون می رسد یانه .بایددید.

ولی شما یک چهره هستید که حق انتخاب فیلمنامه دارید.

بله تاحدی!من برای موفقیت درکارم درکنارفکر ازنشانه ها هم استفاده می کنم.در همان بی قانونی با نشانه ها جلو می روم.بعد از یوسف کلی سریال پیشنهاد داشتم.دوستانم می گفتند شروع کن .ولی صبر کردم تا احساسم ونشانه ها به من علامت دادند.من برای نقشم سعی می کنم آن را حس کنم.من چون دلسوز کارم هستم برای خودم برنامه دارم.ولی گاهی بعضی چیزها ازتوان ما خارج است.سعی می کنم براساس محدوده توانایی هایم برنامه ریزی کنم.

اما شاید همه چیز براساس برنامه های شما نباشد.مثلا شاید گیشه ازشما ادامه دادن یوزارسیف به عنوان یک عاشق معصوم را می خواهد وبعد شما سراغ نقش دیوانه می روید.

من برنامه دارم براساس نوع نگاهم به مردم ـمنتقدان وسینما کارانتخاب می کنم.من این قدر به اینها فکر می کنم که زیادپرت نشوم.

پس جامعه تعیین می کند که مصطفی زمانی بازی کند نه خودش؟

من تصمیماتم را براساس دانشی که باوردارم می گیرم نه براساس نظرات شما.اما اگر مدت زیادی با شما دمخور باشم می رود در ناخودآگاهم.من بسته به نوع وعمق ارتباطم با شما نظرتتان را در پس ذهنم دارم.وقتی می خواهم تصمیمی بگیرم بدون اینکه مستقیما به شما بگویم از نظراتتان استفاده می کنم.

خب پس همه چیز را بالا وپایین می کنید؟

نه من باید باورکنم بعدتصمیم بگیرم.وقتی آل را انتخاب کردم به اینکه علی معلم(تهیه کننده)خوب بلد است تبلیغ کند فکر نکردم.اماالان می بینم آره یک جایی قبلا این را شنیده بودم.البته من بهرام بهرامیان (کارگردان آل)را خیلی قبول دارم وخوشحالم که مانند دو دوست باهم کار کردیم.

پس با این همه آنالیز شما هوشمندانه مسیررا می روید مثلا بعداز یوزارسیف رسانه ها راکنترل کردید که زیاد دیده شوید.

هوشی که دل با آن نرود زمین می خورد.هوشی درحدنرمال دارم ولی حس وحال صحنه هم مهم است.برای من آدم های پشت دوربین وحتی تدارکاتچی هم مهم هستند.من حاضرم درصحنه فیلم هر سختی را تحمل کنم تا بیشتر یاد بگیرم.

به نظرتان آل چقدر می فروشد وشما چقدر در فروشش موثرید؟

نمی شود گفت فیلم گیشه است.صادقانه بگویم چون نمی توانم درباره ظرفیت خودم واوضاع پیرامون نظربدهم وزیاددر رسانه ها کنکاش نکرده ام نمی توانم نظری بدهم.می دانم عده زیادی من را می شناسند ولی یوسف آنها را گرفته نه مصطفی زمانی.چون من شخصیتی رابازی کردم که همه می شناختند.

 اگر برنامه تان شکست خورد حاضرید دوباره نقشی مثل یوسف رابازی کنید تا بازسازی شوید؟

شاید برگردم به قله اول تا مسیر را بهتر انتخاب کنم.من برای یوسف هم سختی کشیدم.هفت ماه توی فشارروحی بودم.اینجور نبود که سریع به یوزارسیف برسم.همان قله اول هم قله ی سخت ودشواری بود.

سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]