آیدا مصباحی /مهر ۸۹/ رویش

این از بالاترین درجه ی محبوبیت وشهرت کارت را شروع کنی شاید بدترین اتفاق وسخت ترین اتفاق در سابقه هنری یک هنرمند باشد.مصطفی زمانی این را خوب میداند.اما انگار حواسش هست که کی بوده و کجا هست ومیداند از زندگی وسینما چه چیز میخواهد.شاید برای همین است که می گوید :((از این که جلوی دوربین امکان زندگی هایم را می یابم که شاید در دنیای بیرونی برایم ناممکن است، برای ادامه دادن این زندگی کافیست.))

یک روز از پاییز تازه شروع شده بعد از اینکه به پیشنهاد مصطفی وکارن ابتدا قرار بود برویم دفتر کارن همایون فر ،دوست این روز های مصطفی و دوست قدیمی ما.

کارن پیش کارگردانی گیر کرده بود وبرای اینکه قرارمان دیر نشود ومصاحبه به این شماره برسد امکان جابه جا کردن زمان گفت وگو نبود.مصطفی آمد دفتر "رویش"،با مهدی معزی ،میثم یوسفی وعلیرضا پور یوسف جمع شدیم تا به بهانه ی "بدرود بغداد" که قرار است نماینده ایران در اسکار باشد با او گفت وگو کنیم وحرف های تازه تری هم از او بیرون بکشیم.اواخر مصاحبه بود که کارن همایون فر هم به جمع ما پیوست وگفت آمده ام تا بیش از این رفیقم را بازجویی نکنید!

اما مصطفی بیشتر از این ها کارش را بلد بود که بتواند از زیر خیلی از سوال های ما در برود و قطعا کارن هم رفیقش را خوب میشناسد،اما خوشحالیم که به بهانه ی این مصاحبه هم که شده چند ساعتی با دوستانمان هم کلام بودیم وآنچه پیش روی شما ست گزیده ای از این گفت وگوهای دوستانه است.

وی به تازگی در گفت وگویی در خصوص دلیل انتخاب این فیلم به عنوان نماینده ایران در اسکار گفته است: «دلیلش از بیرون برای من این است که احساس کردند قصه اش جهان شمول است و علیه جنگ. به دلیل این که الان بحث داغ دنیا فضایی ضد آمریکایی دارد، این فیلم هم جهان شمول است.
به همین دلیل دنیل که یک آمریکایی است از وجه انسانی به او می پردازیم. اگر یادتان باشد اسم اول فیلم «مرا ببخش مادر» بود ولی چون منظور را نمی رساند، مجبور شدیم عوضش کنیم. مادرهای این سربازها نمی بخشند کسانی را که این جنگ را به راه انداختند.........یک جمله حسن فتحی همیشه جلوی چشم من هست که گفت: «مصطفی همیشه فکر کن اگر سینما را از تو بگیرند چه هستی؟ این جمله را به عنوان یادگاری همیشه از او دارماولین بازیگر و سوپر استاری که من با او برخورد داشتم محمدرضا گلزار بود. یک پسر خوب، دوست داشتنی و مهربان. بزرگترین ویژگی ای که رضا دارد و من به خاطر همین ویژگی دوستش دارم این است که مسئولیت کارهایی را که می کند، می پذیرد؛ چه بد و چه خوب. فرار نمی کند از خیلی حرف ها و انگ ها. آن موقع که با رضا آشنا شدم ممنوع الکار بود. دوست دارم برای سال های سال کار کند و موفق باشد. همیشه گفته ام کسی که جای خود را پیدا نمی کند به جای دیگران حسادت می کنداحساس می کنم تصمیم درستی گرفت که از این حرفه جدا شد. یک خواهر بزرگ که همیشه برایش آرزوی سرافرازی می کنماز بدشانسی من بود که نشد علی حاتمی را ببینم. دوست دارم یک عکس یادگاری با او داشته باشم ممنونم از اعتمادی که به من کرد. به رویاهایم جامه عمل پوشاند و خودم را همیشه مدیون این مرد می دانم به دلیل اعتمادی که به من کرد، سوای همه حرف ها و حدیث ها. صداقتش را هم همیشه دوست داشتموقتی فیلمنامه را می خوانم یک بازی برای همان جا دارم اما وقتی می آید اول فیلم حال من بد می شود یعنی به من احترام نگذاشته و از این بابت ناراحت می شوم. «بدرود بغداد» را در فیلمنامه ساده تر می دیدم. درست است که باید خودخواه باشی، ولی به اندازه ات خود خواه باشتمام زندگی من جلوی دوربین است. فکر می کنم من کی هستم و چه کار می خواهم بکنم. سینما به من فرصت این را داده که یک بار نقش یک معتاد را بازی کنم. من می خواهم زندگی کنم و سینما این فرصت زندگی را به من داده است. جایزه گرفتن من را ذوق زده می کند اما چیزی که من را بیشتر هیجانی می کند فرصت زندگی استمی گویند وقتی به قله رسیدی باید روی قله بمانی. اما من می گویم نه. روی قله می روی اما پایین هم می آیی. مهم این است که قله های دیگر را هم بتوانی فتح کنی. به تعداد فتح قله هایت زمین می خوری و دور و دور تو نیستبزرگی به یک فیلم و 10 فیلم نیست. موج اس ام اس های یوسف را یادت هست؟ آن کار تمام شد و رفت. آن موقع من داشتم فکر می کردم پله دوم را چطور باید بروم؟ این که در لحظه اتفاقی برای تو بیفتد مهم نیست. این که بتوانی تکرارش کنی حقیقت است

وی همچنین در پاسخ به نظریه ای که شرایط سیاسی ایران را دلیل معرفی این فیلم از سوی معاونت اداره نظارت و ارزشیابی ارشاد عنوان کرده، خاطرنشان ساخته است: «محال است. آقای سجادپور گفتند این فیلم بحث روز دنیاست. این قصه به خاطر جهان شمول بودنش انتخاب شده. فضای این فیلم هماهنگ است با فضای جهانی. ما از روز اول یک فیلم ضد جنگ ساختیم، نه ضد آمریکایی

بازیگر فیلم «کیفر» در بخش دیگری از این مصاحبه در خصوص وضعیت اکران این فیلم گفته است: «این چیزها برای من مهم نیست. مهم این است که باید بازی پانته آ بهرام دیده می شد. خیلی خوب بود. بخش هایی دیگر از این گفت وگو که در نشریه رویش منتشر شده را در ادامه می خوانید

پله دوم را چطور باید بروم؟

مهم فتح قله های دیگر است

سینما فرصت زندگی را به من داده است

دوست ندارم در هیچ کاری ابزار باشم

من فیلمنامه آقای فتحی و جیرانی را کار کردم اما تغییرات در حد دو سکانس بود. اما نباید سکانس 60 را در تیتراژ ببینم. من دوست ندارم در هیچ کاری ابزار باشم. متنفرم از این که در بازیگری ابزار باشم برای ایده یک کارگردان. کارگردان باید با من تعامل کند

خودم را همیشه مدیون سلحشور می دانم

عکس یادگاری با علی حاتمی

تصمیم درست کتایون ریاحی

گلزار از خیلی حرف ها و انگ ها فرار نمی کند

اگر سینما را از تو بگیرند چه هستی؟

سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]