مصطفی زمانی متفاوت از گلزار متمایل به رادان

بازیگری بزرگترین وسوسه سینماست و به همین دلیل به ویترین سینما شهرت داشته و دربازار پرهیاهوی هنر هفتم بیش از کالاهای دیگر خریدار دارد .چه بسا بازیگران مشهور و ستاره در همین سینمای خودمان که به واسطه علاقه به یک بازیگر محبوب به سینما علاقه مند شده و مسیر زندگیشان تغییر کرده است.امین حیایی و حامد بهداد از جمله بازیگرانی هستند که متاثر از بازیگری خسرو شکیبایی به این حرفه علاقه مند شده و به سینما کشیده شدند.شهرت ، محبوبیت ، ثروت و جذابیت و لذات بازیگری به اندازه ای است که شاید هیچ حرفه ای تا این حد، خواهان نداشته باشد. سیل عظیم جوانانی که مشتاقانه،برای ورود به این حرفه تلاش می کنند و سر از پا نمی شناسند. برای اثبات این مدعا کافی است تا سری به آموزشگاه های آزاد بازیگری بزنید تا صفهای طولانی این جوانان مشتاق را برای ورود به این حرفه به چشم ببینید. بسیاری از انان به این نیت که ره صد ساله را یک شبه طی کنند در این مسیر قرار می گیرند اما به تدریج متوجه می شوند که این راه چندان هم سهل و ساده نیست و ماندگاری در آن دشوار و طاقت فرساست.اما گاهی اوقات نیز این رویا به حقیقت می پیونند و بازیگری یک شبه ره صدساله را طی میکند. مصطفی زمانی مصداق این مدعاست که با اولین کارش به شهرت و محبوبیتی رسید که کمتر بازیگری چنین شانس حرفه ای، نصیبش می شود.او با ایفای نقش یوزارسیف در حافظه تاریخی مخاطب تثبت شد و همین یک سریال کافی بود تا وی قله ای شهرت در بازیگری را فتح کند. البته سویه دینی داستان و شخصیت اصلی قصه که یک پیامبر الهی بود آنهم قصه یوسف و زلیخا که یکی از زیبا ترین قصه های عاشقانه دنیاست در این اتفاق بی تاثیر نبود.البته بودند بازیگرانی که با یک فیلم یا سریال به شهرت رسیدند اما نتوانستند موقعیت خود را حفظ کرده و موفقیت خود را تمدید کنند.آنان همچون شهاب یک شبه و ناگهانی بر آسمان سینمای ایران ظهور کرده و درخشیدند و به سرعت از این عرصه محو شدند. ستاره ماندن اما کار دشواری بود که کمتر کسی با یکی دو فیلم به آن دست یافت. مصطفی زمانی اما پس از سریال یوسف در 4 فیلم سینمایی بازی کرد که اگرچه تهیه کنندگانش بیش از هرچیز به موقعیت اقتصادی و تجاری وی در گیشه فکر می کردند اما او با نیت دیگری به بازی در این آثار اهتمام ورزید و با انتخاب های خود نشان داد که نگاهی حرفه ای به سینما دارد و به ستاره دنباله دار شدن می اندیشد نه شهاب زودگذر! آل، کیفر و بدرود بغداد نشان داد که وی دست به انتخاب حرفه ای زده و دست کم تن به سینمای تجاری و گیشه پسند نداده است.در حالی که فرصت فراهم بود تا وی از زمین آماده و شخم زده سینما برای کسب و کار و ثروت اندوزی شخصی استفاده کند. شاید خیلی ها معتقدند که زمانی، بازی خاصی از خود به نمایش نگذاشته یا شمایل بازیش به همان یوزارسیف شباهت دارد اما نمی تواند بر انتخاب های حرفه ای او چشم پوشید و رویکرد حرفه ای او به سینما را انکار کرد. ضمن اینکه او در آغاز تجربه حرفه ای است اما همین چند فیلم هم نشان داد که وی واجد استعداد بازیگری است و قابلیت های ذاتی این هنر را دارد. تفاوت زمانی با گلزار در همین نکته نهفته است. زمانی نخواست تا بر چهره خود در بازیگری تکیه کند تا در سینما ماندگار شود یا مخاطب صرفا به خاطر سیمای خوش و چشمان سبزش به سینما بیاید. در حالی که پتانسیل این کار فراهم بود تا زمانی، یک گلزار دیگر از کار دربیاید. اما چهره خویش را خط خطی کرد و نقش هایی را پذیرفت که چندان به صورتی زیبا وابسته نبود. همان کاری که بهرام رادن برای حرفه ای شدن در سینما طی کرد تا فقط یک سوپراستار نباشد! شاید که نه، قطعا اگر گلزار از این چهره زیبا و فتوژنیک برخوردار نبود هرگز نمی توانست در این حرفه باقی بماند و چه بسا وارد سینما شود اما مصطفی زمانی شاید از سر اتفاق یا به دلیل چهره و یا حتی شانس و اقبال به دنیای بازیگری راه پیدا کرد اما در همین ابتدای راه ثابت کرد که قدر این فرصت را می داند و آمده است تا بماند! به نظر می رسد که وی آگاهانه تلاش کرده تا از گلزار شدن دوری کند اما ناخواسته خیلی شبیه به رادان شده است . هم از حیث بازیگری و از لحاظ شمایل ظاهری می توان تمایل به جنس و شیوه بازی رادان را در وی تشخیص داد.این به معنای تقلید صرف یا حتی آگاهانه در مصطفی زمانی نیست اما دست کم این چند فیلمی که از وی دیدیم به ویژه آل به این تصور دامن می زند که متمایل به رادان است تا گلزار. ضمن اینکه اگر گلزار و رادان را دو ستاره مقابل هم درآسمان بازیگری بدانیم مصطفی زمانی دست کم در این شرایط ، موقعیتی بینابین آنها دارد و البته باید منتظر بود و دید که ادامه مسیر وی در سینما و تجربه های بعدی بازیگریش تا چه حد می توان بر دیدگاه نگارنده خط بطان بکشد یا آن را پررنگ تر سازد. برای تبدیل شدن به یک بازیگر حرفه ای شدن در سینما به چند مولفه و شاخص نیاز است که از جمله مهمترین انها استعداد ، چهره و فیزیک مناسب ،شانس حرفه ای و امکانات رسانه ای است. مصطفی زمانی تا اینجای کار ، تمام این شرایط را در اختیار دارد. به ویژه تجربه همکاری با حسن فتحی در کیفر و بازی در فیلم متفاوت بدرود بغداد این فرصت را در اختیار او قرار داده تا در مسیر حرفه ای شدن گام بردارد.اگرچه استفاده از تجربه دیگران در بازیگری، گریزناپذیر است اما سینمای ایران به بازیگری نیاز دارد که نه گلزار باشد نه رادان. آیا مصطفی زمانی می تواند این بازیگر باشد؟

سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]