بعد از اکران فیلم آل این اولین مصاحبه تان است؟

تقریبا ،مصاحبه داشتم اما قبل از اکران چاپ شده.

حس شما زمانی که اولین بار تصویر خود را در تلوزیون دیدید با الان که تصویرتان را بر پرده سینما میبینید،چقدر تغییر کرده وچطور است؟

آن زمان استرس وروی سینما را داشتم.یادم هست که خوتان از من سوال کردید که فکر میکنید که سینما به شما فرصت دهد؟من هم گفتم نمیدانم اما سعی میکنم از این فرصت استفاده کنم.آن موقع بیشتر این حس بود که تازه آمدی،دیده شدی،خیلی حرف ها داری بزنی ولی حرف هیچ وقت دلیل براین نیست که آدم بتواند به آن عمل کند.ما خیلی اوقات آرزوها ورویاهای بسیاری داریم که به آن نمیرسیم یا شاید فراهم نیست یا خودمان شرایط رافراهم نمیکنیم یا توانش رانداریم که شرایط را تغییر دهیم.من سینما را به خاطر نقد پذیری اش دوست دارم ، اینکه فیلم دیده می شود وبازی شما با جرئیات نقد می شود.اگر دریک فریم فریادی بزنید وبازی ای کنید که به مذاق تماشاگر خوش نیاید در مورد همان بحث میکنند ولی در زمان پخش سریال یوسف همه کلی گویی می کردند مثلا می گفتند نقش یوسف یا جوانی و پیری یوسف که هرکدام خودش حدود14قسمت می شد.

در تلوزیون کلی گویی است؟

بله ومن اساسا با کلی گویی مخالفم.

نکته دیگر که در سینما وجود دارد این است که خودتان آنقدر مهم شده اید که جز به جز شما ونقشتان را نقد میکنند.

بله ولی آن هم بستگی به آن دارد که چه چیزی را در سینما انتخاب کنید.زمانی که من آن حرف ها را میزدم فیلم های خوبی روی پرده بود ولی الان به جایی رسیده ایم که من وقتی مجلات را برای نقد مطالعه میکنم،واقعا فیلمی برای نقد ندارند.الان شاید ان جمله من که علاقه مند به نقد در سینما بودم صدق نکند چون دیگر فیلمی در سینما نقد نمی شود.

الان دیدگاهتان چیست؟

برمبنای همان دیدگاهی است که از روز اول آمدم.برای فیلم های پارسال چند هدف داشتم که فکر میکنم به ان رسیدم.

چه اهدافی؟

یکی ساختارشکنی شخصیت ومحبوبیت یوسف بود.زمانی که آدم چیزی را بدست می اورد شاید خیلی ها تبریک بگویند اما اگر شما هدفتان چیز دیگری باشد که آن مقدمه اش بوده ،وقتی میبینید مقدمه آنقدر بزرگ شده که نمی توانید تصور کنید،احساس میکنید نکند دیگر شما رانپذیرند!این اتفاق برای خیلی از بازیگران رخ میدهد،در یک فازی فوق العاده شدند وهنوز میگویند همان کار.وقتی تماشاگر شما را پس بزند دیگر تمام شده اید ،چون وقتی دریک شخصیت جا می افتید بیرون آمدن از آن سخت است.برای اولین فیلمم چون میدانستم اولین اکران را دارد ،در واقع از این موضوع مطمئن بودم چون ممکن است شما سومین فیلم خود رابازی کنید اما آن فیلم قبل از فیلم اول اکران شودولی من انتخاب کننده بودم ودست خودم بود،می دانستم چه فیلمی را انتخاب کنم،سلبقه کاری هرکسی نشان میدهد که قرار است چه اتفاقی بیفتد.مثلا می گویم من با فلان تهیه کننده قرارداد می بندم چون سابقه اش نشان میدهد که ظرف سه ما می تواند فیلم را اکران کند...

درست برخلاف بازیگرانی عمل کرده اید که فیلم پنجم رابازی می کردند وتازه فیلم اول آنها اکران می شد.

من خیلی دوست دارم فیلم هایم به ترتیب اکران شوند چون احساس میکنم شخصیت هایی که بازی میکنم به تجربه ام اضافه میکند.من واقعا تلاش مینم درفیلم هایم یاد بگیرم وچون خودتان یاد میگیرید دوست دارید دیگران هم ببینند.

اما این قطعی نیست.

بله می توانید تاحدی پیش بینی کنید وتصمیم گیرنده نیستید.

ریسک است ولی شما آنرا قبول کردید.

بله.

به اهدافتان برگردیم،هدف بعدی شما چه بود؟

با کاری شروع کنم که نقد شود حتی آنقدر که نقدها آنرا بزنند.علی معلم بیشتر ازتهیه کننده منتقد وروزنامه نگار است .تهیه کنندگی شغل اونیست ودوست دارد برای دغدغه اش سرمایه بگذارد وبسازد.من 3-4قسمت ساعت شنی بهرام بهرامیان را دیده بودم ومی دانستم خیلی تواناست.بهترین اتفاق در آن زمان برای من معلم وبهرامیان بودند.

یعنی حداقل این بود که بهرامیان از هیچی به سادگی نمی گذرد واین به بازیگر درکار اول کمک می کند.

دقیقا همینطور است،بعضی اوقات آدم ها آنقدر بزرگ می شوند که حوصله سروکله زدن با آدم های گوچک را ندارند ولی بهرامیان هنوز دنبال آمال وآرزوهای خودش است ودغدغه ای ندارد.

یک نقطه مشترک شما هم این بود که هردو بعد از تلوزیون اولین کار سینمایی خود را تجربه میکردید.

بله به خاطر همین استرس مشترک داشتیم،الان اگر برای کاری استرسی نداشته باشید یا ازروی دانایی است یا نادانی.

حالا تو موفق تر بودی یا بهرامیان؟

من خیلی محبوب تر ومشهورتر بودم.

کدامیک کاررا بهتر بلد بودید؟

بهرام،خیلی خیلی کار را بلد بود .خیلی باسواد است وبه نظر من یکی از کارگردانان بسواد سینماست.

به دنبال بعدهای ناشناخته است؟

دقیقا مثل موضوع ساعت شنی رحم اجاره ی است.با موضوع خاص آل نمی تواند طور دیگری فکرکند وروتین باشد.به همین دلیل کاری میکند که شما هم درمورد او کنجکاوی کنید.

وهدف بعدی؟

حضور درفستیوال بود چون برایم حضور در هرفستیوال ورقابتی اهمیت دارد من اگر فیلم "بدرود بغداد"را کار کردم به خاطر گیشه نبوده وحتی آۀ که میدانستم فیلم گیشه نیست.حضوری را میخواستم که منتقدین درباره اش صحبت کنند وشما بتوانید نگاه ها را عوض کنید.

کسانی که از تلوزیون به سینما می آیند باید سقف بازیشان آنجا پرشده باشد تا بتوانند درسینما موفق شوند.شما نقشی را درتلوزیون بازی کردید که خودش به تنهایی سوپراستار نقش ها به خصوص درکارهای تاریخی تلوزیون بود.این باعث شد خود به خود مصطفی زمانی هم همراه با آن نقش بالا کشیده شود.درواقع ره صدساله رایک شبه طی کردید.این جابه جایی وجهش از تلوزیون به سینما چقدر شما را دچار وسوسه ونگرانی کرد؟خودتان این سقف را در تلوزیون کامل می دانستید؟

بله مطمئن بودم که سقف را در تلوزیون داشتم.به قول شما آن نقش سقف را برای هربازیگری پیش می آورد نه فقط برای من.واقعیت این است که سینما از المان دودوتا چهارتایی خارج است.شما چون سقفی را در تلوزیون به دست آوردید دلیل براین نیست که در سینما هم همین قدر موفق باشید.درباره وسوسه ای که اشاره کردید ،من مدام در شک وتردید هستم.وقتی برای کسی شکی پیش می آید نشانه این است که فرد در مورد خودش در آزمون وخطا قرار گرفته.شک وتردید لازمه ی ایمان است.وقتی در شک وتردید قرار می گیرم برایم عذاب الهی است وخواب ندارم اما بازهم از اتمسفری که درون ان قرار گرفتم ،خنده ام می گیرد وهمیشه ازخدا سوال میکنم که چرا من را در این شرایط قرار می دهی؟

در شرایطی وارد سینما شدید که می گفتند بازیگرا ن چشم رنگی به این عرصه وارد می شوند،بعضی ها گیشه پسند هستند وبعضی ها بازیگر.آن زمان خودتان این مسائل را تحلیل می کردید که مثلا به راه بازیگرانی مثل محمدرضا گلزار وبهرام رادان بروید؟درواقع می خواهم بدانم که شما خواستید بین راه این دوحرکت کنید یانه،خواستید خودتان را به عنوان قطبی جدید در سینما معرفی کنید؟

من همیشه آدم هارا نگاه میکنم وراه خودم را دارم.سعی میکنم اطرافم را روانشانسی کنم.مثلا فلان بازیگر خوب شروع کرده واز وسط را غیب شده!من علت را نمی دانم اما شما که جلوتر ازمن بودید خیلی اطلاعات دارید،راجع به آن با من صحبت میکنید ومن آگاه می شوم.یکسری از مسائل راه بازیگری در سینما شبیه به هم است،وقتی مشهور می شوید موضوعاتی به سراغ شما می آیند که ممنکن است به لحاظ کیفی وکمی تفاوت داشته باشند.اما می آیند..

گلزار ورادان آدم های پس از خودشان را رصد می کنند.

من راهی که در ذهن داشتم را آمدم وبعد رصد کردم.

این دوتا را مثال آوردم چون بهترین هستند.

به نظرم پرقدرت ترین هستند.

حالا می توانیم نام مهران مدیری را کنار آنها بگذاریم که در ژانر طنز بی نظیر است.فکر می کنید بین این سه نفری که نام بردیم چه راهی را قرار است انتخاب کنید؟

مدیری مثال خیلی خوبی است چون دوستش دارم.واقعیت این است این سه نفری که نام بردید برای خودشان سبکی دارند.خیلی خوب است که ما امروز نام این افراد را به عنوان مثال می آوریم وراجع به آنها بحث می کنیم.من مطمئنا راهی را دوست دارم بروم که شما ۵سال دیگر من را برا فرد دیگر مثال بزنید.این نشانه موفقیت رضا گلزار ُبهرام رادان ومهران مدیری است که دارای سبک هستند ومی توان در مورد آنها صحبت کرد.داشتن سبک در سینما زمان وتلاش می خواهد.مثلا من می شنوم که پشت سر رضا گلزار حرف می زنند که فقط چهره دارد.الان سالهاست که ما رضا را در سینما داریم وهمه فکر می کنند آسان ترین راه برای ورود به سینما فقط داشتن چهره ولباس خوب است.مگر ما کم خوشگل وخوش لباس داریم؟عکس چند نفر را با شکل های مختلف وحتی مانکن میبینیم که می گویند اینها به زودی بازیگر می شوند؟

وهمه هم می گویند جای رضا را می گیرد.

چرا کسی نیامد جای اورا بگیرد؟پس از بیرون یاوه گویی نکنیم.اوهم در شرایط خودش هزار المان دارد ،رضا یک سال کارنکرد،آیا اسم او ازسرزبان ها افتاد؟من شاید سبک رضا راخیلی دوست داشته باشم اما می دانم حوصله ای که او دارد را من ندارم.بیشترین فشار را بازیگرانی با سبک رضا درسینما تحمل می کنند ومن واقعا این توان وتحمل را ندارم.

یا درمیان خانم ها ،خانم هدیه تهرانی.

دقیقا،من واقعا سبک هدیه تهرانی را دوست دارم وایده آل ذهنی من است منتهی سبک خانم تهرانی را من نمی توانم ادامه دهم چون با من فرق می کند،او یک بازیگر خانم است با المان های متفاوت ودور ازمن.راهش را می پسندم ،آدم بسیار موفقی است مثل لیلا حاتمی که البته شرایط فعلی خودشان را به سختی به دست آورده اند اما احساس من این است که در بین خانم ها وآقایان هدیه تهرانی توانسته باسابقه بسیار همچنان نامش برسرزبان ها باشد.

سبک بهرام رادان چطور؟

بهرام به نظرم یک اتفاق خیلی خوب برایش افتاد وآن تغییر سبکی بوکه داد.درواقع خودش سبک کارش را عوض کرد.اتفاق خیلی خوب بهرام با آواز قوافتاد که چهارمین تجربه او درسینمابود اما به عنوان دومین فیلم اکران شد.من بهرام رادر آواز قوخیلی دوست دارم .بعد که بالا آمد درجشنواره با چهار فیلم شمعی درباد،گیلانه،گاوخونی ورستگاری درهشت وبیست دقیقه شرکت کرد وجایزه گرهت.همان جا سبک کاربهرام عوض شد وبه نظرم از آن روز صاحب سبک شد.وقتی کارنامه کاری اش را مرور میکنم میبینم آدمی بوده که اگر روزی کسی به اواعتقادی نداشته اما خودش به خودش اعتقاد داشته واز مرحله شک وتردید گذر کرده .الان هم چون قدر خودش را می داند درست انتخاب میکند.

ومهران مدیری؟

مدیری استادی خیلی خوب دربازیگری است ،به شدت درهرشخصیتی که بازی میکند اورا قبول دارم وبرایم تنها یک بازیگر طنز نیست.اگر بخواهم یک جمله در باره او بگویم این است که واقعا چرا مهران مدیری کم کار میکند؟احساس میکنم پتانسیل بازیگری اوبسیار بالاست واگر ۳،۴تا کار درسال انجام دهد میتواند قطبی ازبازیگری را جدا ازطنز برای خودش داشته باشد،شاید بعضی ها بامن مخالف باشند ،ولی بهنظرم توانایی اودر اجرای نقش های مختلف بسیار بالاست.

بازیگرانی که نام بردیم تقریبا هم نسل خودتان هستند.

من نسل بعدی هستم.هیچ وقت به خودم اجازه نمی دهم که بگویم هم نسل این دوستان هستم.یادم هست سه سال پیش دوستی در مصاحبه اش درباره بهرام رادان گفته بود جوان بااستعداد!آن زمان بهرام سیمرغ دوم خودرا هم گرفته بود.فکرمیکنم برای کسی که ده سال است درسینما کار میکند ودوتا سیمرغ درکارنامه اش دارد،لفظ بااستعداد نباید به کار رود چون او دیگر شکوفا شده وخودش را اثبات کرده است.ما نسل بعد ازبهرام وهم دوره هایش هستیم وبه آنها احترام میگذارم.من سال اول سینمایی خودرا پشت سر گذاشتم وآنها سابقه کاریشان دورقمی شده.اگر یک دهه را هم برای سینما درنظر بگیریم ما دهه بعد از آن هستیم.شاید چهره خوب آنها باعث شده که ما زیادی پیر به نظربیاییم وآنها جوان مانده باشند ونقش های یکدیگر را به جای هم بازی کنیم!

شاید سریال یوسف خوب جاافتاد که مردم فکر میکنند خیلی سال است شما را می شناسند.

دوسال است من رامی شناسند.من این جمله را خیلی میشنوم که تو تازه کارت را شروع کرده ای اما من سال۸۳ جلوی دوربیم رفتم وکار شما زمانی آغاز می شود که مقابل دوربین بروید.یکسری ازدوستان که کارهای متعددی دارند فکر میکنند سابقه شان از من بیشتر است در حالی که بعد از من وارد این عرصه شدند،دوستانی که شاید ۱۵تا کار هم کرده اند،اما من سه سال درگیر سریال بودم وپارسال با۴کارگردان و۴کار سینمایی انجام دادم که قول می دهم فیلم های آنها همه نقد شود.

باتوجه به مروری که برسبک بعضی از بازیگران کردید می توان گفت دیدگاه شما به بهرام رادان نزدیک تراست.

از بیرون که نگاه کنید،بله.خیلی ها این جمله راگفته اند.دیدگاهم شاید به بهرام نزدیک تر باشد اما راهی که بهرام رفته خیلی سخت بوده.

یعنی ممکن است شما روزی مدیر برنامه داشته باشید؟

حتما،من دوست دارم این اتفاق رخ دهد به این دلیل که مشکل رودربایستی دارم ویکسری کارها را نمی توانم انجام دهم.دوست دارم داشتن مدیر برنامه زمانی اتفاق بیفتد که بدانم از ۱۰۰نفر آدمی که خیرمن را میخواهند۹۰ نفرآن را پیشنهاد می کنند.زمانی که جایگاه مناسبی داشته باشم ودوستان نزدیک ومشترک بابت این کارتحسینم کنند.من آدم چند بعدی نیستم که بتوانم همزمان چند تا کار را باهم انجام دهم ، وقتی سر فیلم برداری هستم تقریبا همه چیز برایم تعطیل می شود،یعنی مثلا ۶-۷ ساعت خواب را باید داشته باشم.

یعنی حرفه ای عمل می کنید؟

من آرزو داشتم فلان نقش را خوب بازی کنم،برایش انرژی بگذارم،۲ساعت تفریح کنم و۲ساعت هم بخوابم.خیلی دوست داشتم سیستم من اینطور باشد اما نشد چون در قید هیچ الگوریتمی نیستم.

در صحبت هایتان اشاره کردید که راه خودتان را می روید،الان کجای آن راه هستید؟

نمی شود آدم هم بازیگر خوبی باشد هم فیلم او بفروشد؟این اتفاق الان در بین جوانان ما کم اتفاق می افتد.در قدیمی ها من پرویز پرستویی را قبول دارم ،هر بیلبوردی که اسم او است ، مردم به دیدن فیلم او می روند چون می دانند پرستویی فیلم بد انتخاب نمی کند.

در واقع بحث این است که مخاطب به مصطفی زمانی اعتماد کند وبداند بهایی که برای بلیت فیلم او پرداخت می کند ،بیهوده نیست.

دقیقا،باید به مخاطب احترام گذاشت مثل دوستی که می خواست کار تبلیغاتی انجام دهد ومی گفت من کالایی که قرار است تبلیغ کنم را اول باید خودم قبول داشته باشم.

کسی که اول فکر آبروی خودش است،به آبروی دیگران هم می اندیشد.

این همان سبکی است که من انتخاب کرده ام.تنها کاری میکنم این است که با دقت دیگر بچه های این عرصه را نگاه میکنم.ما نقاط مشترک بسیاری باهم پیدا میکنیم چون آدم ها وراه هایشان درسینما خیلی عوض نشده.من برای راه خودم که جلو می آیم با خیلی از دوستان هنرمند نقطه مشترک پیدا میکنم ،بعد نگاه میکنم ببینم که آنها در این نقطه مشترک چه کاری کرده اند وخوشبختانه تا به امروز شرایط تحلیل من بدنبوده است.

بیشتر ازبازیگر خبری،بازیگر تحلیلی هستید.

بله ،تحلیل میکنم.مثل اینکه روزی به من خبربدهند فلان بازیگری برای فیلمی رقم نامتعارفی گرفته ،من این خبررا تحلیل میکنم ،به علت آن می رسم که آن بازیگر مثلا برای خرج عمل مادرش این کار را کرده که این اشتباه نیست،شاید من هم در این موقعیت قرار بگیرم همین کاررا بکنم وهمین مقدار دستمزد بگیرم اما اگر متوجه بشوم که دریافت این پول برای تغییر مدل ماشین اوبوده،آن را نمی پذیرم.

به نظر نمی رسد تکیه کردن به چهره در بازیگری برایتان اهمیت داشته باشد؟

من هم مثل همه آدم ها هستم،دوست دارم خیلی خوب باشم .هیچ بازیگری که ازچهره اش تعریف می شود دوست ندارد آن را به هم بریزد چون زیبایی اش از بین می رود اما من دربند چنین چیزی نیستم.

یعنی اگر لازم باشد برای نقشی چهره تان را تغییر دهید ،این کار را میکنید؟

بله،برای اینکه من نیستم ،نقش است.مثلا اگر روزی چهره من متفاوت وخنده دار باشد ،این گریم وظاهر مربوط به کاراکتری است که من ایفا میکنم نه اینکه خودم باشم.این تغییر چهره را را می پذیرم البته اگر درست باشد ودر جای درستی اتفاق افتد.

دنبال سوپر استار شدن هستید؟

ببینید این موضوع همان حرف قبلی من است ،کسی را پیدا کنید که هم فیلم او بفروشد وهم جایزه داشته باشد،این فرد چه کسی است؟

سوپراستار.

در بازیگران زن ومرد ما چه کسی به این نقطه نهایی نزدیک تراست؟هدیه تهرانی ولی او زن سینمای ایران است وخب ربطی به من ندارد.

شما ابزار سوپر استار شدن را درخود می بینید؟

فکر میکنم ابزار اینکه بتوانم بازی خوبی درفیلمی داشته باشم وفیلم هم بافروش خوبی مواجه شود را دارم.

یعنی اگر تهیه کننده ای بیاید روی شما برای نقش اول یک فیلم ۴۰۰ملیون سرمایه گذاری کند ،می تواند خیالش راحت باشد که ضرر نمیکند؟

آن تهیه کننده اولین کاری که باید بکند این است که به جای سرمایه گذاری روی بازیگر،دستمزد فیلمنامه نویس را بالا ببرد.فیلمنامه تضمین فروش است،اگر بازیگر از بیرون انتخاب کنید میگویید ضرر نمی کنید اما حرفه ای برمی گزینید به خاطر اطمینان ازشودبالا.ضعف فیلم های ما فیلم نامه استبا اینکه فیلم نامه نویس های فوق العاده خوبی داریم.

که ازآنها خوب استفاده نمی شود.

نه،مسئله این است که هیچ چیز نمی تواند سوژه فیلم نامه شود.ما فیلم را درزندگی اجتماعی می سازیم وجدا از مسائل اجتماع نیستیم.مثلا اگر قرار باشد من نقش مهندسی زنباره را بازی کنم جامعه مهندسین بیانیه می دهند.اگر دقت کرده باشید شخصیت فیلم های ما شغلی ندارند.تا چه زمانی می توانیم راجع به خیال وآدم های خیالی بنویسیم؟چیزی که در زندگی ما جریان دارد با آنچه نشان می هیم تعارض دارد،هنر فیلم سازی برای جزئیات است نه کلیات.مثل فیلم «شوکران»که روایت قصه یک پرستار بود نه همه پرستارها.هنر مال لحظه ای از زندگی انسان ها است که ممکن است اتفاق بیفتد نه اینکه دائم در حال رخ دادن باشد.مگر اینکه اتفاقی مدام در حال وقوع باشد وفیلمی ساخته شود که انجام آن را نفی کند مثل دزدی،جنایت و...این معضل وجود دارد ودست فیلم نامه نویس ها بسته است ودچار خود سانسوری می شوند.

شما ۴فیلم آل،بدرود بغداد،کیفر وقصه پریا را سال گذشته کارکردید،دلیل هرکدام را می گویید.

آل را که توضیح دادم.

حتی اگر تهیه کننده دیگری داشت هم می پذیرفتید؟

بله،به خاطر بهرام بهرامیان می پذیرفتم چون کارگردان امپراطور صحنه است.

بدرود بغداد چطور؟

یک فیلم نامه خاص بود،من دوستانی آنجا داشتم واحساس کردم تیم جوانی هستیم که می خواهیم کار خاصی را انجام دهیم،در آن مقطع دوست داشتم چنین کاری را بکنم.درباره کیفر نام حسن فتحی کافی بود که بپذیرم.من برای آدم های بزرگ خودم را درکمترین فرصت نشان می دهم،فرصت سوزی نمی کنم.فیلمنامه پرشخصیتی بود ونقش من بسیار سخت،اول احساس کردم نقش من چیزی ندارد وهمه دیالوگ های خوب برای دیگران است ولی خب با آقای فتحی کارکردن بسیار موقعیت خوبی بود واین اعتماد دوطرفه نتیجه خوبی داد.

وکار با آقای جیرانی؟

مانند آقای فتحی نام ایشان برایم کفایت میکرد که در فیلمشان باشم،کارهایشان را دوست داشتم ومخاطب هم درگیر چنین کارگردان هایی می شود.

تقریبا با کارگردان های سختگیری هم کارکردید؟

بله،همه آهنه سخت گیر بودند.فیلم مهدی نادری به زبان دیگری بود وکارگردان هم به زبان ما مسلط نبود.بازی من در این فیلم داشته های خودم است وکسی کمکم نکرده چون نادری نمی داند من چه دیالوگی دارم می گویم که آن را تغییر دهدد برای همین در آن فیلم هر کس هر کاری کرده تجربیات خودش بوده ولی دیگر کارگردان ها کسانی بودند که از هیچ یک از واکنش های شما به سادگی نمی گذشتند.

کدامیک از کارگردانان ذهنیت شما را به بازیگری عوض کردند؟

از همان ابتدا توسط بهرام عوض شد.با حسن فتحی چیز دیگری از بازیگری را یادگرفتم چون به شدت سخت گیر است.حق هم دارد به دلیل اینکه سال های سال کارکرده،کتاب خوانده وحساس است،در پایان متوجه این سختگیری ها می شوید.فریدون جیرانی هم کارگردان فوق العاده ای است وآنقدر خوب ومسلط بازیگرش را هدایت میکند که همواره خود را میتوانی به او بسپاری.

بعد مالی این کارها برایتان اهمیت نداشته است؟

نه تا به امروز هم مهم نبوده.

در تلوزیون باز هم کار میکنید؟

فعلا نه،لزومی ندارد.

کارتجاری در سینما چطور؟

من تجاری وهنری را نمی فهمم.برایم موضوع وبازی مهم است.دوست دارم فیلمی که بازی میکنم تهییه کننده اش حداقل توقعات خود را ازگیشه داشته باشد.بی رحمی است که ما بگوییم فیلم تجاری وهنری.من میگویم آنقدر طمع نداشته باش که به خاطر 200ملیون پول بیشتر سینما را درنظر نگیری وآنقدر هم بی معرفت نباش که به خاطر آمال وآرزوهای جهان خودت ونه مردم فیلم بسازی وبعد مردم را متهم کنی که چرا این فیلم ها دیده نمی شود.چون مردم دغدغه شما را ندارند.این می شود سینمای خاص مثل فیلم «بدرود بغداد».آدم هایی مثل جیرانی وفتحی تجاری ساز نیستند ولی جهان مشترک با مردم را می شناسند واین همیشه بیشتر نتیجه می دهد.من هم علاقه مند هستم که فیلمی بازی کنم که 10میلیارد بفروشد.

ژانر کمدی چطور؟

موقعیت طنز رادوست دارم.

می توان گفت انتخابی که برای بازی در فیلم آل داشتید خیلی شما را ازفضای یوسف در ذهن مردم وذائقه آنها دور نکرد،این طور نبود که آن تابوی ذهنی را یکباره بشکنید؟

خب نقشی که من انتخاب کردم درژانری متفاوت است.قابل مقایسه نیست ومحال است شما پلانی را پیدا کنید که میمیک،صدا،دیالوگ و... من شبیه به یوسف باشد.

شاید تن ندادن به فیلم های بسیاری که به شما پیشنهاد می شد وآنها را نمی پذیرفتید به خاطر درنظر گرفتن مردم ومخاطب بود.

قطعا،تا زمانی که ذائقه مردم تغییر نکرده باید هماهنگ با آن پیش رفت.

چقدر الان به عنوان آدمی که درسینما جایگاه پیدا کردید،به ظاهر و... اهمیت می دهید؟

خیلی دوست دارم اهمیت دهم ولی واقعیت این است که برایم مهم نیست ولی ابزار است وباید برایم مهم شود.

در کارها چطور؟

تقریبا،در آۀ دودست لباس برای خودم است.به شدت برایم مهم است که لباس به نقش بخورد،همه چیز باید خود نقش باشد.

یعنی اگر طراح،لباسی را انتخاب کند که به نقش نخورد شما حاضر هستید برای آن هزینه کرده ولباس تهیه کنید؟

بله چون اهمیت دارد.برای فیلم ها سعی میکنم دخالت نکنم.در فیلم کیفر من بغل موهایم را از دست دادم چون تیغ زدم.اوایل فیلم آقای جیرانی هم متوجه می شوید که انگار بخشی از کنار موهای من خالی است.به هرحال شخصیت طوری بود که باید این شکلی گریم می شد.اگر ببینم کسی برای گریم خاص خودش منظوری دارد،می پذیرم اما اگر بدانم که با تحمیل می خواهند من را متفاوت کنند،قبول نمی کنم.

متفاوت بودن را در بازی می خواهید ایجاد کنید؟

بله،دقیقا

در جشنواره امسال شما فرد خوش قدمی برای پارتنرهایتان بودید چون همگی نامزد دریافت جایزه شدند.

بله،واقعا بازی پارتنرهایم برایم بسیارمهم است.همگی دوستان من هستند که به من کمک کردند.معتقدم بازیگری که در یک پلان بازی میکند برای اینکه بتواند تاثیر خوبی بر مخاطب خود بگذارد،بایدبازیگر مقابل اوهم همینطور باشد.پارتنر درسینما بسیار مهم است چون می تواند بایک بازی نابه جا قدرت بازی طرف مقابل را آنگونه که هست نشان ندهد.

تا اینجا پارتنرهایت خوب بوده اند؟

در سه تا کار ازپارتنرها راضی بودم.

اینکه می گویند اگر تیم بازیگران فیلم آل چیدمان دیگری داشت بهتر بود را می پذیرید؟

این سلیقه ای است.ما همیشه وقتی اتفاقی رخ می دهد راجع به آن حرف میزنیم.یک جماعتی برای تیم بازیگری تصمیم گرفتند.

الان نقدها درباره اولین تجربه حضور شما در سینما چطوراست؟

اتفاقا من نقد جالبی را خواندم که گفته بودند من کنترل صدا را رعایت نکردم،یک جا خیلی بالا بوده ویک جاخیلی پایین.باید به این وستان بگویم که این شخصیت آنرمال است ومن این موضوع را برای آنرمالی او درنظر گرفتم.ممکن است ازنظر شما اشتباه باشد اما کل قصه را زیر سوال می برید که چرا صدای من یکسان نبوده؟این جرئی از شخصیت نامتعدل او بوده.3کار دیگرهم ازمن دیده شده وتن صدای من کاملا مشخص شده است.من از دوچیز درنقش نمی گذرم یکی صدا ویکی نگاه.این دو درهر شخصیتی باید متفاوت باشدوگرنه نقش متفاوت اجرا نمی شود.

پس با این نقدپذیری که یکی از اهدافتان برای ورود به سینما بود مشکلی ندارید؟

نه ،اصلا اشکالی ندارند خوب یا بدبنویسند.همین که فریم به فریم فیلم دیده ونقد می شود برایم اهمیت دارد.این نشان دهنده خاص بودن سینماست.

چقدر با دنیای آل آشنا بودید؟

آشنا نبودم اما در کار آشنا شدم.

چطور بود؟

خوب،من بعد جشنواره دو بار در اکران عمومی فیلم رادیدم.اینطور بگویم که من خیلی خوب ترسیدم!یعنی اگر قرار بود صحنه ترسی را بازی کنم از ته قلبم می ترسیدم.گاهی خودم را میبینم ومی گویم من واقعا اینجا ترسیدم!

نکته خوبی که این فیلم برای من داشت،این بود که توانستم به خودم ثابت کنم که اهل ریسک های بزرگ هم هستم چون کلا آدم محتاطی ام.بازی درنقش یک آدم تلخ که در طول فیلم یک لبخند نمی زند سخت است،شما می دانید بازیگر برپرده سینما باید شیرین باشد،من هم این را می دانستم اما اینگونه ودرواقع اصل جنس را بازی کردم که آن تلخی را به مخاطب بدهم.

چرا می گویند بازی های آل اغراق آمیز وغلو شده مثل بازی های تئاتری است؟

من دوست ندارم اثری که کار میکنم را به زور به مردم تحمیل کنم.واقعیت آن است که سلیقه های مختلف وجود دارد،من این سلیقه را قبول ندارم.مثلا در کار آقای فتحی من رئال ترین بازی ممکن را انجام دادم چون همه چیز رئال است.فیلم آل هم رئال اتفاق می افتد اما یک چیزی اتفاق می افتد که شما تئاتری برداشت کنید.

چه چیزی؟

فیلم آل فیلم فرم است وساختار دکوپاژی اش آن را می سازد.در واقع دکوپاژ برای شما تعییت می کند که چه کاری انجام دهید وچون حرکات فرمیک اجرا می شود،بازی شما را به این سمت می برد که احساس کنید ما اسیر فرم بازی بودیم.

جزئی نگری آقای بهرامیان چیزی را در بازی شما کشف کرد که تا به حال آن را پیدا نکرده بودید؟

بله،من گاهی صحنه ای را بازی میکردم که خودم خیلی دوست داشتم وبعد بهرام می گفت که دوست نداشته وکاملا مخالف آن را بازی کنم.من هم همین کار را می کردم و ذوق را درچشمانش می دیدم که می گفت آهان همین است.احساس می کردم خدا را شکر می توانم در لحظه بازی ام را تغییر دهم ممکن است اشتباه باشد اما بهرام این اعتماد به نفس را به من داد.

جام جهانی هم نزدیک است برایتان نوستالژی دارد که باهیجان آن را پیگیری کنید؟

نوستالژی برایم دارد اما هیجان ندارم.تیم های مورد علاقه ام ایتالیا،هلند وآرژانتین بودند.امسال چون کاپلو که فرد مورد علاقه من است به انگلیس رفته دوست دارم پیروزی برای انگلیس اتفاق افتد.تقریبا می شود گفت خیلی ها برای فوتبال دنیا زحمت کشیدند وبه گردن آن حق دارند ولی در طول جام جهانی بدشانسی آوردند.

جام باشگاه های اروپا چطور؟

امیدوارم اینتر قهرمان نشود.من مورینیو آقای خاص را خیلی دوست دارم اما تیمش واقعا بازی کثیفی مقابل بارسلونا انجام داد.احساس کردم تیم بارسلونا هیچ کاری نمی تواند بکند واینتر میلان فقط به دفاع روی آورده.این خیلی بد بود چون اینتری ها مردانه بازی نمی کردند.

بازی های لیگ برتر ایران را دنبال میکنید؟می دانم که علی دایی را دوست دارید.

بله،یک ویژگی علی دایی را خیلی دوست دارم ،اینکه او همیشه خواهان فاتح بودن است.در دسته سوم هم باشد برایش فرقی نمی کند ودوست دارد فاتح باشد.

تیم ملی؟

نظر من این است که جام جهانی برای ما تمام شده وحالا باید به بازی های جام ملت ها فکرکنیم.اینکه تیم ملی،نقاط ضعف دار د درست است اما کی بوده که نقاط ضعف نداشته؟تاریخ نشان داده که تعویض مربیان در مقاطع کوتاه به نفع فوتبال ما نبوده پس بهتر است همه با امید به این تیم منتظر بازیهای خوب در جام ملت ها باشیم.

خودتان دوست دارید 5سال بعد به شما آقای خاص بگویند؟

(خنده)اگر به مورینیو آقای خاص می گویند فقط به خاطر فوتبال اونیست.یادتان باشد که او پانزده سال پیش مترجم بابی رابسون فقید(مربی وقت بارسلونا)بود.

**همیشه لقب آقای بازیگر را به بازیگران بزرگ سینمای ایران داده اند.فکر میکنید روزی این لقب به شما هم تعلق گیرد؟

اگر این اتفاق بیفتد که خیلی خوشحال می شوم وباعث افتخاراست.سینما ثابت کرده به کسی راحت لقب آقای بازیگر را نمی دهد.

به روز مادر نزدیک هستیم و چندی پیش هم خانم نادره از میان ما رفت،در این باره صحبتی دارید؟

وقتی کسی پدر یا مادر خود را از دست می دهد معمولا می گویند فرد یتیم شده.الان هم سینما بی مادر شده است.خیلی دوستشان داشتم وخاطره بازی شان در پدر سالار را یادم نمی رود.مادری بود که هیچ وقت از بازی کردن نقش مادر نه او خسته می شد نه بیننده

سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]