مجله کولاک

اشاره : بدون شک دیگر با مصطفی زمانی بازیگر نقش حضرت یوسف (ع) که متولد

سال 1361 ، که اهل فریدون کنار است آشنا و متوجه شده اید که او قطعا بازیگری

آینده دار و بسیار مستعد است . عده زیادی او را آدم محافظه کار میدانند ولی این

محافظه کاری به گفته خودش از پی شرایط ایجاد شده است . صحبت های او

خواندنی است .

مصطفی زمانی خودش را باور دارد ؟

بعد از خدا خیلی به خودم متکی هستم . این طور بار آمده ام و روحیه ام اینگونه

است . سعی کردم از پس مشکلاتم بربیایم . و یاد بگیرم در پس هر رفتار و انتخاب اگر

شکستی بود مسئولش خودم هستم و اگر موفقیتی بود کمک آدم ها را در رسیدن

آن از یاد نبرم . سعی کردم همیشه درست جلو بروم و هر پیروزی و شکستی را

جزئی از زندگی ام بدانم و همیشه به زمان به عنوان عادل ترین داور نگاه کرده ام .

آدم بسیار محافظه کاری به نظر می آیید ، لااقل در امر گفتگو اینطور هستید . کما

اینکه اگر این فرصت در اختیار دوستان دیگری بود تا به حال با یک بمباران مطبوعاتی

روبه رو شده بودیم . این محافظه کاری را باید از ویژگی های فردی تان بدانیم یا

ماحصل شرایط است ؟

خب معمولا این شرایط است که باعث میشود تا انسان نوع رفتارش را تغییر دهد و

سعی کند تا تصمیم های متفاوت تر و در نهایت درست تری بگیرد . در مورد این احتیاط

هم باید بگویم به خاطر شرایط به وجود آمده . طی سه سالی که سر ساخت سریال

یوسف را پشت سر گذاشتم دوست نداشتم مصاحبه ای داشته باشم چون

میخواستم به نقشی که برای کار به من داده شده بود حرفه ای نگاه کنم برای همین

سعی کردم کل انرژی ام را روی نقش بگذارم . خب طبیعتا در آن مقطع سنی و با

پذیرش چنین نقش بزرگ و دشواری فشار زیادی روی من بود . تمام سعی ام را کردم

تا اولین کارم را درست انجام بدهم نه اینکه حرف بزنم و با مصاحبه خودم را مطرح

کنم .

البته اینجا موضوع دیگری هم مطرح میشود ، وقتی شما ازانجام مصاحبه امتناع می

ورزید شاید اینطور استنباط شود که نمیخواهید به انتقادهای وارده جوابی بدهید ؟

انتقاد همیشه وارد است چون هیچ کس نمیتواند بگوید کارش بی نقص بوده . شاید

مردم کاری را دوست داشته باشند ولی منتقدان نظر متفاوتی ارائه بدهند . این

میتواند حالت متفاوتی هم داشته باشد . نقد منتقدان بی غرض ناراحتم نمیکند به هر

حال هر کسی به ضعف های بازی خودش آشناست حالا ممکن است آن را کتمان یا

اصلاحش کند ، یک سری چیزها هم هست که انسان نمیتواند در طول کار اشرافی

بر آنها داشته باشد و منتقدان آنها را دیده و گوشزد میکنند و بازیگری مثل من که تازه

آمده این نقد را در ذهن خود جای داده و در طول کارش آنها را لحاظ میکند . شاید

تعدادی از این نقد ها او را به همان هدفی که در ذهن دارد برساند .

یکی از ایراد های وارده به این مجموعه درباره دیالوگهای دوگانه آن در دو محیط

کلاسیک و عامیانه است که گاه با هم تداخل داشته اند . خودتان با دیالوگ هایی که

برایتان نوشته بودند راحت بودید ؟

وقتی نقش بزرگی مثل یوسف را برای اولین کارتان به دست می آورید در شروع کار

باید هر آنچه کارگردان میخواهد انجام بدهی و اجازه اظهار نظر نداری که به ناخداگاه

ذهنت اعتماد کنی چون ممکن است بازی ات با سلیقه کارگردان یکی نباشد و نقش

را از دست بدهی . پس لااقل در اوایل کار هر چه میگویند را بدون آنکه اختیاری

داشته باشی انجام میدهی بعد از مدتی که جلو میروی و با تفکرات کارگردان آشنا

میشوی و او هم به تو اعتماد میکند دیگر میتوانی نظر بدهی این دوگانگی که در مورد

دیالوگهای خودم اشاره کردید را تا حدودی قبول دارم . من سعی کردم نقشی که

مربوط به سه هزار سال پیش است و همه ابعاد آن در فضای کلاسیک رقم میخورد را

برای تماشاگرانی که اکنون او را میبینند باور پذیر بازی کنم . بنابراین سعی کردم

تلفیقی از فضای کلاسیک و رئال را به تناسب موقعیت های مختلف فیلمنامه در بازی

ام به کار بگیرم . البته به دلیل بی تجربگی ام و سختی کار کلاسیک به خصوص

گویش کلاسیک گاهی نتوانستم این توازن و تناسب را به خوبی رعایت کنم که از این

بابت عذرخواهی میکنم .

باید به زنگ صدایتان به عنوان یکی از نقاط قوت بازی اتان اشاره کرد :

زنگ صدا بیشتر به ذات و طبیعت صدای فرد است و میتوانم بگویم که ذات و طبیعت

صدا با تمرین و ممارست بهتر و دلنشین تر میشود . من به دلیل اینکه اولین تجربه

حرفه ای بازیگری ام بود سعی کردم اول وظیفه یک بازیگر را رعایت کنم و بعد از آن به

مسائل فنی نزدیک شوم . اولین وظیفه ام هم سالم نگه داشتن روح بود . یعنی

رسیدن و نزدیک شدن به روح نقش انسانی که لیاقت بازی کردنش را پیدا کرده بود .

به نظر من حضرت یوسف یک اسطوره است و یک پیامبر دوست داشتنی برای ما

ایرانی ها . به نظر من اولین چیزی که مردم دوست دارند از یک پیامبر ببینند همان

معصومیت و بری بودنش از گناه است و اینکه همیشه بسیار انسانی تر از آدمهای

محیط اطرافش رفتار میکند و بر همین اساس نوع بیان و گویشم را بر این مسیر جلو

بردم و حتی نگاهم را خیلی کنترل کردم به همان دلیل که یک معصوم بی دلیل نگاه

نمیکند و حتما در پس هر نگاهش تفکری نهفته است .

به جز کنترل گویش و نگاه بحث فواصل سنی که بازی کرده اید هم قابل توجه است :

بله چون می بایست تا حدود 45 سالگی یوسف را بازی میکردم . علاوه بر این ( دو

عنصر گویش و نگاه ) که در مقاطعی از جمله افزایش سنی و با درگیری اش یا

مسئله نگهداری حکومت و مواجهه با باج خواهان و ...بود ، مجبور به کنترل وزن خود

هم شدم . در این مجموعه حداقل 4 مقطع وزنی را بازی کرده ام که بیننده حتما آن را

حس میکند و باور کنید کار سختی است . مثلا در سن 18 سالگی یوسف 73 کیلو

بودم و در سن 45 سالگی اش خودم را به 86 کیلو رساندم یعنی همیشه در طی

اسن 3 سال بازی 13 کیلو نوسان وزنی داشتم . سعی کردم کارم را حرفه ای ببینم

و در همان اولین تجربه همه تلاشی که میتوانم را بکنم تا به مذاق مردم خوش بیاید .

اگر در جایی از این مصاحبه گفتم که از کارم راضی ام به خاطر این است که با صداقت

کامل کاری را که به من محول شده بود انجام دادم . تمرینات بدنسازی و سوارکاری

داشتم مدام در حال خواندن فیلمنامه و دیدن فیلم بودم تا تجربیات فنی ام را بالا ببرم

تا ماحصل آن برای بینندگان خوب باشد به اضافه زحمت همه بچه ها که فشارش را

روی دوشم حس میکردم و نمیخواستم نتیجه زحمت آنها به باد برود . حالا اینکه مردم

و منتقدان بازی ام را دوست داشته باشند اگر چه برایم مهم و دلپذیر است اما واقعا

این تصمیم ( دوست داشتن یا نداشتن ) با آنهاست و از عهده من خارج است چون

من فقط وظیفه دارم که کارم را درست و صادقانه انجام بدهم .


سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]