نقدهای روزانه علی ناصری بر فیلم های سی و دومین جشنواره فیلم فجر

خط ویژه

شاید در وهله اول اگر بخواهیم در مورد خط ویژه نظر بدهیم آن را فیلم مفرح و جذاب بدانیم که در گیشه می تواند موفق باشد اما با کمی توجه می توان به خوش ساخت بودن آن و فیلمنامه قدرتمندش پی برد که البته خالی از اشکال نیست اما به دلیل نگاه نو فیلمساز می توان از اشکالات تا حدی چشم پوشاند.

خط ویژه یک کمدی جذاب با ریتم و ساختاری منسجم است. از همان ابتدا فیلم با معرفی اندک کاراکترها وارد قصه می شود و جذابیت فیلم با تعقیب و گریزها تا پایان با کمترین ایراد مستدام می ماند.

استفاده از عنصر تصادف به دلیل قراردادهایی که فیلمنامه نویس با مخاطب در ابتدای فیلم می بندد به خوبی در فیلم جای داده شده است و این مسئله که به طور تصادفی همه کاراکترها به هم متصل می شوند احمقانه و غیرمنطقی به نظر نمی رسد.

شوخی هایی که در فیلم اتفاق می افتد به دور از لودگی بسیار دلنشین و جذاب است و حتی گاه برای خندان مخاطب از موقعیتی که کاراکترها در آن قرار دارند استفاده می شود و یا فیلمساز با کمک بازیگران و کاراکترهای شان خود موقعیتی کمدی می سازد. بازی بازیگران (به خصوص هومن سیدی) هماهنگ با کاراکترشان است و در شخصیت پردازی همه کاراکترها توجه بسیاری شده است. فضای دلنشین فیلم در کنار حس دلهره و تعقیب و گریز به خوبی همخوانی دارد. دامنه اتفاقاتی که برای کاراکترها رخ می دهد به خوبی گسترده می شود و تنها این گستردگی گاه بیش از حد زیاد و کمی غیرقابل قبول می شود. علی رغم اینکه مصطفی کیایی فیلمساز جوانی است در این فیلم خبری از حرکات و قاب بندی های عجیب دوربین نیست و فیلمساز در ساده ترین شکل، پلان ها را تعریف کرده و از همین سادگی نیز به هدف خود در مضمون رسیده است.

خط ویژه در کنار سرگرمی و جذابیتی که به مخاطبش می بخشد مضمون خود را نیز ارائه می دهد. اشاره به مشکلات جوانان، تبعیضی که در مواقع مختلف بین افراد جامعه برای پیشبرد کارها انجام می شود، پارتی بازی و راند خواری و غیره بسیار خوب در فیلم جای داده شده اند و فیلمساز بدون شعارزدگی با ارائه جهان بینی خود مخاطب را برای قضاوت آزاد می گذارد.



دود از کنده بلند می شود؟ / یادداشت احمد شاهوند برای فیلم های چهار روز اول جشنواره

سی نت: چهار روز از جشنواره سی و دوم فیلم فجر گذشت (البته هنوز روز چهارم تموم نشده) اما حالی که کیمیایی با متروپلش از ما گرفت رفتن از برج میلاد رو به ندیدن "فصل فراموشی فریبا" ترجیج دادم. تا اینجا منهای مسعود کیمیایی، همچنان دود از کنده بلند می شود و از جوانان جویای نام هم به جز مصطفی کیایی و هومن سیدی (البته با کمی ارفاق) بقیه علی رغم توانایی در کارگردانی، قافیه را به ریتم باخته اند.

حاتمی کیا و بنی اعتماد با "چ" و "قصه ها" ما را بردند به روزهای اوجشان. کارگردانی مسلط حاتمی کیا که نشان می دهد همچنان توانایی ساخت فصل های سخت و سنگین را دارد و همچنین بازی درخشان بابک حمیدیان و مریلا زارعی و تدوین و فیلمبرداری از ویژگیهای فیلم "چ" است. خوشحالم که حاتمی کیا پس از 9 سال قدم زدن در جاده خاکی، پرتوان به راه اصلی بازگشته است. چمران حاتمی کیا بشدت زمینی است.

نگاه غمخوارانه بنی اعتماد به سرنوشت آدم های فیلم های قبلی اش علاوه بر اینکه برای تماشاگر حرفه ای نوستالژی است، همذات پنداری بیننده عام را هم بشدت برمی انگیزد. فصل گفت و گوی سارا با راننده ون (پیمان معادی) و پایان بندی این فصل بشدت تاثیرگذار بود. همه بازی های فیلم بلااستثنا عالی است.

مصطفی کیایی با "خط ویژه" خوش ساخت ترین و بهترین فیلمنامه جشنواره را تا پایان روز چهارم معرفی کرد.

روح الله حجازی با اینکه فیلمش به لحاظ تصویر و فضا از "زندگی خصوصی" عقب تر است، اما موفق شده پنج شخصیت شناسنامه دار و پدرومادر دار خلق کند.

بهرام توکلی درست برعکس حجازی فضای درخشانی می سازد اما شخصیت هایش الکن و پادرهوا می مانند. با اینکه "سیزده" دوپاره است و در چند جا می تواند تمام شود، اما تمام بخش های گروه چند نفره اش بشدت دوست دارم. از همه نظر عالی است.

نیما جاویدی با اینکه در "ملبورن" به شدت تحت تاثیر فرهادی است اما پس از نقطه عطف کوبنده اول، به جای اینکه استرس را وارد فضای داستان کند و تماما از دوربین روی دست بهره گیرد، ترجیح می دهد همه چیز را در آرامش برگزار کند. به همین دلیل است که فیلمنامه کم ملاط فیلم که می توانست خورده پیرنگ های جذابی برای ایجاد استرس داشته باشد، کشدار می شود.

منوچهر هادی در "زندگی جای دیگری است" آنقدر که حواسش تمام و کمال پی حامد بهداد و یکتا ناصر است، از نیکی کریمی و پارسا پیروزفر غافل شده است و با اینکه تمرکز داستان بر حامد بهداد است، این عدم توازن به پیکره فیلم که ریتم کندی هم دارد، لطمه زده. بازی بهداد و ناصر تحسین برانگیز است و بازی نیکی کریمی متاسفانه بد و آزاردهنده.

آقاخانی در "لامپ صد" چند پله بالاتر از سریال هایش می ایستد و همین برایش کافی است. محسن تنابنده با بازی اش در "لامپ صد" نشان داد که بعد از هشت سال همچنان در اوج است.

انتظاری را که مهدی رحمانی در بیست دقیقه اول "برف" برای تماشاگر ایجاد می کند در ادامه فیلم برآورده نمی شود. تا انتها منتظر بودم اتفاق عجیب و غریبی بیفتد و غافلگیر شوم، اما همه چیز در نهایت آرامش برگزار شد. فصلی که مشخص می شود مجید پولی را که قرض گرفته برای ترمیم به سارا داده که قرار است ضربه نهایی فیلم به تماشاگر باشد، در بدترین شکل ممکن اجرا شده است. "برف" پتانسیل این را داشت که به فاجعه برسد.

دلم می خواهد کس یا کسانی را که قبل از نمایش "متروپل" در جشنواره آن را یکی از بهترین فیلم های کیمیایی نامیدند، ببینم. اهدای سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره سی و دوم شده است: متروپل. کیمیایی در "متروپل" بدجوری زده است به سیم آخر. فیلم نه تنها در هیچیک از نماهایش نشانی از روزهای اوج سازنده اش ندارد، به لحاظ بازی، فیلمبرداری، تدوین و موسیقی – که زمانی از ویژگی های فیلم های کیمیایی بود - هم حرفی برای گفتن ندارد. فقط می ماند یک افسوس برای کیوان مقدم برای طراحی صحنه سینما متروپل.



جدول ارزشگذاری سینمافا بر فیلم های جشنواره

سینمافا- جدول ارزشگذاری فیلمهای دیده شده در کاخ جشنواره فیلم فجر، به صورت روزانه توسط نویسندگان سینمافا تکمیل و عرضه می شود.

راهنما: - ندیدم / یک ستاره: ضعیف / دوستاره: متوسط / سه ستاره: خوب / چهارستاره: عالی / پنج ستاره: شاهکار


مرور نویسنده ی "سینمافا" بر اتفاقات و فیلم های روز سوم جشنواره ی سی و دوم فیلم فجر


روزی که فیلم بدی ندیدیم!


سینمافا – علی خطیبی –در سومین روز جشنواره ی سی و دوم فیلم فجر، پنج فیلم در کاخ جشنواره به نمایش درآمدند: «چ» (ابراهیم حاتمی کیا)، «لامپ صد» (سعید آقاخانی)، «خط ویژه» (مصطفی کیایی)، «برف» (مهدی رحمانی» و «پایان خدمت» (شهرام زرگرنژاد).
سئانس نخست در میان استقبال شدید اصحاب رسانه و با حضور برادر دکتر چمران، با نمایش فیلم «چ» به نویسندگی و کارگردانی "ابراهیم حاتمی کیا" آغاز شد. فیلمی که با بهره گیری مناسب از قاب های زیبای «حسین جعفریان» با دوربین سی و پنج میلیمتری، جلوه های ویژه ی رایانه ای و میدانی و دکوپاژهایی هوشمندانه، توانست در لحظات بسیاری تعلیق را در مخاطب ایجاد کند که نقطه ی عطفش سکانس سقوط هلی کوپتر بود. "حاتمی کیا" نشان داد که بودجه ی شش میلیاردی فیلم را در پنج ماه و نیم فیلمبرداری و چندین ماه مراحل فنی، به باد نداده است. شاید مهمترین نقطه ضعف فیلم، پایان بندی اش بود که اصلاً در خدمت روایتی که تا آن لحظه تعریف می کرد، نبود. اینکه در آن سکانس مربوط به وداع دکتر چمران با چهار فرزند و همسر آمریکایی اش، دوربین فیلمبرداری دست چه کسی بود یا چگونه از پریدن هواپیمای Pan American با همان دوربینی که دکتر چمران که سوار هواپیما بوده نمایی را می بینیم و افکت ابتدایی تصویر برای متفاوت کردنش با دیگر قاب ها، همگی باعث شد این پایان بندی خیلی توی ذوق بزند. بازی "بابک حمیدیان" و "مریلا زارعی" بیش از سایرین شایسته ی تمجید است. دیالوگ های اتوکشیده ای که از زبان دکتر چمران در بحرانی ترین شرایط می شنیدیم که معمولاً با «عزیزانم ...» آغاز می شد، کمی فضای فیلم را از واقعیت یک فضای جنگی و ادبیات یک کهنه چریک، دور کرده بود. در مجموع فیلم نسبت به دو ساخته ی قبلی فیلمسازش، از کیفیت به مراتب بالاتری برخوردار است و می توان به تماشایش نشست و لذت بُرد. فقط اینکه آقای حاتمی کیای عزیز، جایزه گرفتن از برلین و دیگر جشنواره های معتبر افتخاری است برای سینمای هر کشور. بهتر است به جای طعنه و کنایه زدن، فیلم هایی بسازید که آبروی سینمای ایران را در جهان حفظ کنند. کاری که در «چ» تا حدودی زیادی صورت گرفته است. راستی خبری از صدای "محسن چاوشی" در تیتراژ پایانی و استفاده از سیاهی لشگر در پلان پایانی پس از اختلاف نظر با "فریبرز عرب نیا" نبود ! عرب نیا نیز به کاخ جشنواره نیامد. "چ" به تهیه کنندگی بنیاد سینمایی فارابی در دو بخش «سودای سیمرغ» و «جام جهان نما» حضور دارد.
در سئانس دوم، نخستین تجربه ی سینمایی "سعید آقاخانی" در مقام کارگردان و نویسنده را شاهد بودیم : «لامپ صد». حقیقتش فیلم قدری مشکل ریتم داشت و تنه ی زیادی برای قصه طراحی نشده بود. به همین دلیل گاهی خسته کننده به نظر می رسید. ورود به مقوله ی اعتیاد از زاویه ی دید شخص معتاد، در اولین فیلم بلند سینمایی، نیازمند جسارتی است که آقاخانی داشته و اینجا "امیر معقولی" نیز برخلاف همیشه، فیلمبرداری ای کاملاً در خدمت مضمون و محتوای قصه انجام می دهد که خوشبختانه سرگیجه برای بیننده باقی نمی گذارد. یکی از نکات مثبت فیلم این بود که تحول شخصیت به شکلی ناگهانی و یکباره صورت نمی گیرد. در مجموع فیلم بینابین یک ساخته ی سینمایی جسورانه و یک تله فیلم موفق تلویزیونی حرکت می کرد. دیالوگ های بامزه و بازی خوب و انتخاب درست "محسن تنابنده" و "ساره بیات" از دیگر نکات قوت این فیلم به شمار می آید. «لامپ صد» در بخش مسابقه ی فیلم های اول (نگاه نو) حضور دارد.
سئانس سوم به نمایش یکی از بهترین فیلم های جشنواره اختصاص داشت. فیلم "خط ویژه" به کارگردانی و نویسندگی «محسن کیایی» با ریتمی خوش آهنگ و تُند و دیالوگ هایی چندمنظوره، کاملاً حساب شده، موجز و شیرین. پایان بتدی نیز همچنان خلاقانه است. «مهدی جعفری» یکی از بهترین تصویربرداری های کارنامه اش را انجا رو کرده است. تیم بازیگران فیلم (از هومن سیدی، میلاد کی مرام و مصطفی زمانی گرفته تا هانیه توسلی و سام قریبیان) بازی یکدست و درخشانی ارائه می کنند. انطباق فوق العاده ی فضای فیلم و سوژه ی قصه با شرایط روز جامعه یکی دیگر از نکات برتری این فیلم نسبت به دیگر کارهای به نمایش درآمده در روز سوم بود. شاید اجرای سرخوشانه ی «رضا درستکار» در نشست مطبوعاتی فیلم نیز یکی از بهترین نشست های جشنواره ی سی و دوم را رقم زد. کیایی دیگر اثبات کرده که توانایی و ذوقی مثال زدنی در نویسندگی و کارگردانی جنس خاصی از کمدی با تِم مباحث اجتماعی دارد که امیدواریم روند رو به رشدش را همچنان ادامه دهد. «خط ویژه» در بخش سودای سیمرغ با دیگران فیلم ها رقابت دارد و احتمالاً نامزدی های زیادی برای دریافت سیمرغ بلورین خواهد گرفت.
در سئانس چهارم شاید بهترین فیلم کارنامه ی «مهدی رحمانی» را دیدیم : "برف" ... فیلمی شریف که با وجود اینکه بیشتر قصه اش در فضای محدود یک خانه می گذرد، اما مخاطب را خسته نمی کند. باید به دیزالوهای هوشمندانه ی آقای "حسندوست" هم اشاره کنیم که با تدوین خوبش، ریتم مناسبی به فیلم داده است. بازی ها دلنشین هستند ولی پایان بندی همچنان یکی از مشکلات ثابت بسیاری از فیلم های جشنواره است گرچه اینجا خوشبختانه با پایان باز مواجه نبودیم ! در ابتدای نمایش فیلم، چند دقیقه ای صدا و تصویر سینک نبودند که در ادامه چند دقیقه ای نمایش فیلم متوقف شد و از ابتدا "برف" روی پرده رفت. فیلمی که خوشبختانه برای تیتراژ و اسمش ایده های مناسبی داشت و ما از زمینه های مشکی خسته کننده ی غالب فیلم ها، برای یک سئانس هم که شده نجات داد ! «برف» در بخش "سودای سیمرغ" حضور دارد.
در آخرین سئانس نیز به تماشای فیلمی نشستیم که فیلمنامه اش را "بهروز افخمی" نوشته بود : «پایان خدمت» ... نخستین فیلم "شهرام زرگرنژاد" که منهای ریتم کُندش و ضعیف بودن تنه ی اصلی قصه، در مجموع در مقیاس یک فیلم اولی، اثر قابل قبولی بود. فیلمی تقریباً جاده ای که به نظر می رسد تولید پُرزحمتی نیز داشته است. «پایان خدمت» در بخش "نگاه نو" با دیگر استعدادهای جوان رقابت می کند.



فالگوش‌های جشنواره فیلم فجر / رقابت «قصه‌ها» با «خط ویژه» در آرای مردمی

فرهنگ > سینما - فیلم سینمایی «قصه‌ها» به کارگردانی رخشان بنی اعتماد و «خط ویژه» به کارگردانی مصطفی کیایی در دونیم روز از جشنواره فیلم فجر بالا‌ترین آرای مردمی جشنواره را به خود اختصاص دادند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلم سینمایی «قصه‌ها» و «خط ویژه» دردومین روز از جشنواره فیلم فجر بالا‌ترین فیلم‌ها در ارای مردمی جشنواره فیلم فجر را به خود اختصاص داده است.

این دو فیلم در نمایشی که در برج میلاد داشتند هم توانستند نظر مساعد بسیاری از اهالی رسانه و منتقدان را به خود جلب کنند.
در روز اول جشنواره فیلم فجر فیلم سینمایی «قصه‌ها» بالا‌ترین رای را درمیان مردم داشت که در روز دوم فیلم سینمایی «خط ویژه» توانست با فاصله بسیار کمی از «قصه‌ها» قرار بگیرد و این دو فیلم در صدر آرای مردمی قرار دارند.

البته قرار است آمار رسمی بخش آرای مردمی جشنواره سی و دوم فجر از چهارمین روز جشنواره اعلام شود. امسال خانه سینما عهده‌دار این بخش است.



"خط ویژه" بی حرمتی به مردم نیست/غیر سیاسی است

کارگردان فیلم سینمایی خط ویژه گفت: خط ویژه یک فیلم سیاسی نیست و هر آدم عدالت خواهی بدنبال آن است که رانت و تبعیض از کشورش دور شود.
به گزارش جهان به نقل از مهر، نشست خبری فیلم سینمایی خط ویژه با حضور عوامل فیلم از جمله مصطفی کیایی کارگردان فیلم، هومن سیدی، سام قریبیان، پریناز ایزدیان، میلاد کی مرام، هانیه توسلی، میترا حجار و مجتبی کیایی بازیگران، رضا یزدانی و سینا حجازی خوانندگان تیتراژ و نیما جوزانی فیلمبردار برگزار شد.

مصطفی کیایی در ابتدای این نشست گفت: کلیت فیلم یکدستی خاص داشت و از همان ابتدا سعی کردیم فیلم و فیلمنامه به سمت رئال برود اما در کلان قضیه یک فانتزی مستمر در آن وجود داشت. تمام تلاش خود را کردیم تا اکشن، ریتم و اتفاقاتی که در فیلم می افتد رعایت شده و فیلم یکدست باشد.

وی ادامه داد: در ذهن من ماجرای این فیلم از یک اتفاق ساده شروع شد وقتی که برای گرفتن یک وام ازدواج ۵ میلیون تومانی به بانک رفته بودم مدارک بسیاری را از من خواستند که انگار می خواهم وام ۲ میلیاردی بگیرم در حالی که این مدارک را از کسانی که وام میلیاردی می خواهند بگیرند درخواست نمی کنند، فکر کردم که این موضوع شاید بتواند موضوع خوبی برای فیلم باشد چرا که دغدغه دریافت وام های کوچک توسط جوانان و مشکلات دریافت آن و گرفتن وامهای بزرگ توسط افرادی خاص دغدغه امروز جوانان این مملکت است.

لشگری در پاسخ به این سئوال که چه تمهیداتی را اندیشیده اید که فیلم سینمایی خط ویژه به مشکل فروش ضد گلوله برخورد نکند ، گفت: مصطفی کیایی به عنوان تهیه کننده برای خود حرفهایی دارد و به خوبی می تواند مفاهیم فیلم را بیان کند. اتفاقی که برای ضد گلوله افتاد برای این فیلم نخواهد افتاد من تمام تلاش خود را خواهم کرد تا تبلیغات مناسبی را برای این فیلم در نظر بگیرم فیلم سینمایی ضد گلوله در شرایطی اکران شد که بسیاری از فیلم ها در سایه اتفاقات روز از فروش خوبی برخوردار نبودند. ضد گلوله هم جزو همین فیلمها بود.

هانیه توسلی بازیگر این فیلم سینمایی در ادامه بیان کرد: من در خط ویژه یکی از نقش های اصلی فیلم را بازی کردم. امروز برای دومین بار بود که این فیلم را دیدم و احساس می کنم که باز هم از دیدن آن خوشحالم. کیایی کارگردانی است که کار خود را خوب بلد است.

میترا حجار نیز ادامه داد: ترجیح می دهم در رابطه بافیلم خود اظهار نظر نکنم چرا که این مخاطبان هستند که باید در رابطه با فیلم صحبت کنند.

پریناز ایزدیان بیان کرد: امیدوارم بتوانم باز هم با این کارگردان کار کنم و فکر می کنم مردم این فیلم را دوست داشته باشند.

لشگری در پاسخ به این سئوال که چرا خط ویژه تلخ است، گفت: این فیلم از نظر من تلخ نیست تمام قهرمانان داستان خوب نشان داده شده اند و شخصیت های منفی بد نشان داده شده اند. از نظر من در این فیلم هیچ ناامیدی نشان داده نشده است هر چند این قصه تلخ است اما امیدوارم با تماشای این فیلم رانت خواری نیز کمتر شود و هدف ما همین است.

میلاد کی مرام یکی از بازیگران این فیلم سینمایی گفت: امید ما این است که بتوانیم معضلات جامعه را نشان دهیم و من امیدوارم که در دولت تدبیر و امید این اتفاق نیفتد.

هومن سیدی یکی دیگر از بازیگران فیلم سینمایی خط ویژه نیز گفت: من نیز این فیلم را دوست داشتم و دیدن آن باعث نشد تا از خجالت در صندلی خود فرو روم.

سام قریبیان در پاسخ به این سئوال که آیا می خواهد به عنوان بازیگر یا فیلمنامه نویس به فعالیت های خود ادامه دهد بیان کرد: من بازیگر نیستم و گاهی شیطنت می کنم و جلوی دوربین می روم. یک قریبیان بازیگر در سینمای ایران حضور دارد که کافی است و من پا در کفش بازیگران نمی کنم. علت حضور من در این فیلم سناریوی خوب و بازیگران حرفه ای است. متاسفانه نوع نقش من در این فیلم سینمایی به گونه ای بود که با گروه بازیگران این فیلم کمتر روبرو شدم و از این مسئله افسوس می خورم.

مجتبی کیایی در ادامه نشست گفت: بعد ازظهر سگی سگی، ضد گلوله و خط ویژه سه فیلمی هستند که یک گروه جوان در آن کار می کرد کارگردان و همه عوامل فیلم جوان بودند و دست به دست هم دادند تا این فیلم را به خوبی بسازند. رنج سنی عوامل این فیلم بیش از ۳۴ سال نیست و امیدوارم از ماجوانان حمایت شود.

رضا یزدانی خواننده تیتراژ پایانی خط ویژه ادامه داد: خوشحالم که در این فیلم حضور داشتم. من بیشترین تیتراژها را درسینما خوانده ام. تعداد نه هایی برای خواندن تیتراژ در سینما می گویم خیلی بیشتر از آره است. کارگردان و تهیه کننده این فیلم سینمایی خیلی حرفه ای عمل کردند به گونه ای که من تنها این برخورد را در فیلمهای کیمیایی شاهد هستم. آنها در هنگام تولید از من دعوت کردند تا فیلمنامه را بخوانم من نیز بعد از مطالعه آن را برای یغما گلرویی فرستادم تا ترانه مناسب با فیلم بگوید.

سینا حجازی خواننده تیتراژ ابتدایی این فیلم سینمایی بیان کرد: تیتراژ اولیه فیلم یک اثر قدیمی است و من در دولت قبلی از طریق این ترانه بارها فریاد زده ام که ما پول نداریم. آقای لشگری نیز کاملا حرفه ای برخورد کرده و حق مولف این ترانه را پرداخت کرده است.

کیایی در پایان گفت: من سعی کردم بر اساس واقعیت ها فیلم بسازم دوستانی که می گویند در این فیلم به مردم بی حرمتی شده باید بگویم که من در دو دیالوگ در فیلم به اصل داستان اشاره کردم. به عنوان مثال در دیالوگی یکی از کاراکترهای فیلم می گوید پولی که در بانکها است برای مردم بوده و ما داریم این پول را به مردم بر می گردانیم. ما در این فیلم می گوییم این پولی که به راحتی در دست یک سری از آدمها می گردد به راحتی می تواند مشکلات اقتصادی آدمهای بسیاری را برطرف کند. خط ویژه یک فیلم سیاسی نیست و هر آدم عدالت خواهی بدنبال آن است که رانت و تبعیض از کشورش دور شود.


سومین شماره نشریه سی و دومین جشنواره فیلم فجر منتشر شد/

زمانی، توسلی و کیایی از «خط ویژه» می گویند

سومین شماره نشریه روانه سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم فجر با مطالبی همچون گفت و گو با بازیگران فیلم سینمایی «خط ویژه»، گفت و گو با کارگردان برف و ... منتشر شد.

به گزارش خبرنگار سینماپرس، سومین شماره نشریه روزانه سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم فجر منتشر شد. در ابتدای این نشریه مطلبی در رابطه با بازتاب پیام رئیس جمهور در رسانه ها آورده شده است. همچنین در این شماره از نشریه حواشی دومین روز از جشنواره فیلم فجر همچون حضور امین حیایی و همسرش و سانس ویژه مردمی برای فیلم «ردکارپت» درج شده است.

گزارش نشست خبری فیلم های «قصه ها» و «زندگی جای دیگری است»، «مردن به وقت شهریور» و گزارش کارگاه «90 دقیقه آموزش فیلمنامه نویسی» در جشنواره از جمله مطالب دیگر این نشریه است. همچنین گفت و گوی این نشریه با ابراهیم حاتمی کیا از بخش های دیگر آن است. در بخشی از این گفت و گو آمده است: فیلم «چ» در کارنامه من یک استثنا است. برای اولین بار درباره چند شخصیت حقیقی فیلم ساخته ام. برای اولین بار در متن یک رخداد تاریخی قصه را بنا کردم. برای اولین بار در چنین حد گسترده ای از امکانات دیجیتالی بهره برده ام. برای اولین بار دو سال اجرای آن طول کشید و برای اولین بار داغ و نشان فاخری بر پیشانی فیلمم نشسته است. اگر نبود ماجراجویی هنری یا به تعبیری جاه طلبی های هنری، عاقلانه آن بود که به خاطر سوابقم محافظه کار باشم.

مصاحبه با مهدی رحمانی کارگردان فیلم «برف» سعید آقاخانی کارگردان فیلم سینمایی «لامپ 100»، گفت و گو با مصطفی زمانی، هانیه توسلی و محسن کیایی بازیگران فیلم سینمایی «خط ویژه» و گفت و گو با ویتوریو استورارو؛ فیلمبردار فیلم سینمایی(محمدص) از جمله مطالب دیگر این شماره از نشریه است.

سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]