حالا متوجه شدی که اون خودش بیشتر از هرکس دیگه به فکر خودش هست
تو مصاحبه روزنامه شرق هم اینطور گفته:
اين بي رحمي و خشونت فقط مال سينما نيست . جهان فضاي خشني براي زندگي شده است . اين خشونت حتي درخانواده ها هم وجود دارد
بااین تعاریف احساس نا امني نمي كنم
چون سينما همه زندگي من نيست . اصلا تصور از دست دادن نسبت به اينكه واقعا از دستش بدهي ترسناك تر است .( این جملش بخشی از حدیث از امام علی ع : هر گاه از چیزی میترسی خود را درون آن بیفکن چون ترسیدن از آن چیز از خود آن بدتراست)
بقه حرفاش:
اگر واسه خاطر سينما ترسي در دل داشته باشم فقط برا ي آن است كه بي گدار به آب نزنم، بي حساب و كتاب نقشي را قبول نكنم. من با سينما ، ورزش و عشق فقط مي خواهم دنيا را بهتر درك كنم و اگر خدا عمري به من داد و به ايام پيري رسيدم حس كنم زندگي ام بيهوده نبوده است . سينما فقط يك ابزار است برا ي زندگي بهتر اگر نباشد خود زندگي هست ابزار ديگري دست مي گيرم.
در ضمن مصطفی از حاشیه بدش میاد و نت براش حاشیه سازه اونایی که خدارو کنار خودشون نمیبینن همش دوس دارن از دیگران تعریف و تمجید بشنونن ولی مصطفی اشباع ازین چیزاست
آقای زمانی رو از نزدیک ندیدی که ببینی چشماش همه جارو میبینه ولی هرکسی رو نمیبینه
اون فقط سعی میکنه خوب بازی کنه تا نقشش خوب در بیاد اگه قرار باشه روش تاثیر بذاره بقول خودش باید تا حالا چند بار ازدواج کرده باشه
اینو تو یه مصاحبه عربی گفته فکر کنم الکوثر بود

در ضمن ایشون خودش به این موضوع واقف هست که باید هواداراشو تشنه نگه داره و همش عکس و مصاحبه هاش لوس نشه بخاط همین کم مصاحبه میکنه و بیشتر درگیر اصل کاره تا حاشیه و نزدیکانش راجع بهش اینطور نمیفکرن که شما ...البته حق داری بهر حال آشنایی از راه دور برا هرکسی ابهاماتی بهمراه میاره ولی خدای که اونو به اینجا رسونده بقیه راه رو خودش هواشو داره

آدما وقتی بزرگ میشن دشمناشونم زیاد میشه

من با عذر خواهی ازه همگی در عین ارادت قلبی که به مصطفی دارم و اینو خدا خوب میدونه ولی از یه حرف مصطفی ناراحت شدم تو مصاحبه آوای تیوال گفته بود من دوس دارم برا تئاتر با کسایی بازی کنم که از خودم بهترن وخودمو جای بازیگرای حرفه تئاتر میذارم که میبینن یکی که از خودشون کمتر میاد و نقش بهتری میگیره و بردش بیشتر میشه و اونوقت اون تازه وارد چهرا میشه گفت معمولا خودمو جای اونا قرار میدم مثل خودم که تو کارم حرفه هستم الگه یه تازه وارد و بیتجربه بخاد بیاد با من بازی کنه من نمیخام ................ ولی آخه آقای زمانی خود شما هم نابلد بودی که وارد بازیگری شدی و دوس نداشتی باهات برخورد ایجوری بشه ولی شد وبا این تجربه از خودت چرا دوس نداری یکی که میخاد وارد این عرصه بشه کمکش کنی؟
بچه ها شماها نظرتون چیه ؟منظورش چی بوده

کله جان جوجه رو اخر باییز میشمارن بزار این سریال بخش بشه بببن چقد طرفدار بیدا کنه
سال دیگه همین موقع سوبر استاره
توی یه مصاحبه ای توهفته نامه خبرنگاری ازمصطفی سوال کرده بود تو چرا فیلمات فروش نمیره
گفته بود: من به اصلا به این چیزا فک نمیکنم فروش فیلم به تهیه کننده مربوطه
این مطلبو بخونین مخصوصا تو ادرین چرا ناراحت میشی خیلی جالبه سخنران معروف در مجلسي که دويست نفر در آن حضور داشتند، يک اسکناس بيست دلاري را از جيبش بيرون آورد و پرسيد: چه کسي مايل است اين اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرين بالا رفت. سخنران گفت: بسيار خوب، من اين اسکناس را به يکي از شما خواهم داد ولي قبل از آن ميخواهم کاري بکنم. و سپس در برابر نگاههاي متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسيد: چه کسي هنوز مايل است اين اسکناس را داشته باشد؟ و باز دستهاي حاضرين بالا رفت. اين بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمين انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آنرا روي زمين کشيد. بعد اسکناس را برداشت و پرسيد.خوب، حالا چه کسي حاضر است صاحب اين اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان، با اين بلاهايي که من سر اسکناس آوردم، از ارزش اسکناس چيزي کم نشد و همه شما خواهان آن هستيد. و ادامه داد: در زندگي واقعي هم همينطور است، ما در بسياري موارد با تصميماتي که ميگيريم يا با مشکلاتي که روبهرو ميشويم، خم ميشويم، مچاله ميشويم، خاکآلود ميشويم و احساس ميکنيم که ديگر ارزشی نداريم، ولي اينگونه نيست و صرفنظر از اينکه چه بلايي سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نميدهيم و هنوز هم براي افرادي که دوستمان دارند، آدم پر ارزشي هستيم:)

ترس از شلوغ کردن دورو برش که خیلی خطرناک است دامنگیر بسیاری از بازیگران جوان هستش ولی آقای زمانی نسبتا امتحان خودشو پس داده و فعلا سربلندتر از بقیه هس

سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]