گفت و گوی مصطفی زمانی امیر جعفری در ویزه برنامه عید:
مجري:چی کار میکني؟
مصطفي زماني: بعد تموم شدن کارم واسه فیلم باگت اقای مقدم که به علت برف سنگین یه چند مدتی کار رو تعطیل كردند، رفتم ابادان سر کار دیدگاه اقای باشه اهنگر و الان بعد 4ماهه که دارم تهرانو می بینم.محمد سلوکی :کسایی که چشم عسلی دارن نگاه های خیلی قشنگ و جذابی دارن و مصطفی هم الان نگاهاش خیلی مهربونه.
احمدزاده: که البته چشماي مصطفي سبزه ها.
محمد سلوكي: بله ایشونم منظورشون چشم رنگی ها بود.
مصطفي زماني: یه چند سالیه عید واسم قشنگی همیشه رو نداره اخه یه پدربزرگ خیلی واقعا مهربونی داشتم که از دستشون دادم و خیلی خیلی واسم عزیز بودن و همیشه صبحا ساعت 7که می خواستیم بریم مدرسه به شوق این پدربزرگمون و با عطرتن ایشون از خواب بیدار می شدیم اما الان که نیست دیگه عید خیلی واسم قشنگ نیست. 2تا داداش بزرگام خیلی شیطون بودن وشیطونتر از من بودن.همیشه وقتی دعواشون میشد من می دویدم می رفتم جلوی تلوزیون می نشستم بعد مامانم میومد تقی می زد تو گوشه من.من هنوزم که هنوزه ازشون میپرسم چرا منو میزدین؟مصطفي زماني در مورد دوري از خانواده: نمی خوام حرفای تکراری بزنم و بگم قدرشون رو بدونید.فقط میگم باهاشون خاطره بسازیدوخاطرات قشنگ. چون این خاطرات بعدها در زمانی که نیاز دارید میاد تو یادتون و خیلی کمکتون می کنه و واقعا به معنی واقعی بهشون احترام بزارین

جام جم:
احسان عليخاني: مصطفی نظرت راجع به امیر چیه؟
مصطفي زماني: امیر خیلی پسر خوبیه خیلی زحمت میکشه واقعا واسه کارش تلاش میکنه و الکی به اینجا نرسیده من خیلی دوستش دارم یکی از بهترین دوستای منه.امیر جزو کسایی که ذره ذره واسه کارش تلاش میکنه و این خاکه صحنه که میگن واقعا اینا خوردن. بی تعارف میگم من ادمی نیستم که به کسی نون قرض بدم تو این حرفه ولی امیر جزو بهترین بازیگرایی که تا حالا پارتنره من بوده و من لذت بردم باهاش کار کردم.


اميرجعفری: مگه نمیخوای بری؟ خب پاشو برو دیگه. مصطفی زماني: (با خنده)چرا میخوام برم.خب منتظرم.احسان عليخاني: اقا کجا داری میری سفر؟مصطفی زماني: والا قانون ما اینه که روز اول عید در کنار مادرم باشم. ائینمون اینه.بعد احسان گفت که من خیلی خوشحال شدم که شنیدم مصطفی مادرشو فرستاد حج تمتع و دیدم که چقدر تلاش کرد و زحمت کشید.من مطمئنم امسال سال خوبیو شروع میکنی. اگر پدر و مادر عزیز مصطفی دارن برنامه مارو میبینن خیلی عرض ادب دارم.برای اینکه ما ائینشونو خراب کردیم و مصطفی رو اینجا نگه داشتیم. مصطفی زماني: نه.من بعد از تحویل سال برم.پدرم مطمئن باشید درو باز نمیکنه! چون اولین کسی که از اون در میاد تو باید من باشم.
احسان عليخاني: یعنی چی؟ کسی در بزنه باز نمیکنه؟مصطفی زماني: نه باز نمیکنه!احسان عليخاني: بابا شاید یکی کار اورژانسی داشته باشه!مصطفی زماني: نه قانونمون اینه. یادمه پارسالم گفتم شرط این که بخوام بیام تو برنامه اینه که پدرم اجازه بده من بیام. ساعت 9 شب بود فکر کنم زنگ زدم گفتم من امشب نمیام فردا. اخه بابام بزرگ خاندانه. یادتونه که من پارسال مهمونتون بودم و بعد گفتم بلافاصله باید برم شمال؟ اون شب پدرم مهمون داشت و چون من نبودم زنگ زدن و از مهمون ها خواستن یه وقته دیگه ای بیان.احسان عليخاني: ما از مصطفی خداحافظی میکنیم. بچه ها یه دست خوشگل برای مصطفی بزنین.مصطفی زماني: من واسه خودمم باید دست بزنم..!
مصطفی زمانی ،مصطفی شایسته و........... در برسی من همسرش هستم

احسان عليخاني به اميرجعفری: خب حالا شما یه نون سنگک قرض بده.امير جعفري: من مصطفی رو خیلی دوستش دارم یه ارتباط قلبی با هم داریم.با این که من تجربم زیاده ولی فکر کنم مصطفی برای فیلم یوزارسیف اندازه همه ما زحمت کشید. فکر کنم اندازه 20 تا فیلم زحمت کشید. خیلی سخت بود.چند تا فیلم سینمایی میشد؟مصطفی زماني: (با خنده) هزارو پونصد حلقه فیلم بود!امیرجعفري: پس ما حالا حالا ها باید کار کنیم.بعد اینکه من ارتباطه قلبیم باهاش دارم. احسان عليخاني: یعنی چی؟امیر جعفري: یعنی یه موقع هایی که دلم میگیره یا مشورت کاری اینقدر لایق میدونم که باهاش مشورتم میکنم.دلمم میگیره باهاش حرفم میزنم. احسان عليخاني: این اتفاق برای من و مصطفی هم افتاده ها. سال قبل دو سه بار باهاش صحبت کردم. امیر جعفري: خیلی نامردی. من فکر کردم فقط با من اینجوری هستی.احسان عليخاني: نه این بخاطر دل پاک و نازنین مصطفاس.احسان عليخاني: امیر خیلی بی غل و غشه.ادم خیلی باهاش راحته.یعنی از این ادمایی نیست که...مصطفی زماني: یه چیزی یادم رفت بذار بگم. من مثلا...دیدی بعضیا میرن خونه ی دوستاشونو...من فقط خونه امیر رفتم استخراحسان عليخاني: حالا تو بهتر شنا میکردی یا مصطفی؟امیر جعفري: بلاخره اون بچه شماله دیگه!مصطفی زمانی : نه داداشت بهتر شنا میکرد...! مصطفی زمانی: در اغاز دهه نود من شش فیلم سینمایی دارم واسه اکران.امیدوارم بهم نخوره فقط! جام جهانیم نداریم. اتفاقی که واسه فیلم کیفر افتاد.مصطفي زماني:امیدوارم خدا امسال منو در جایی قرار بده که لیاقتشو داشته باشم نه این که یه اتفاقی افتاده باشه و جهت بادی به سمت من چرخیده باشه و اینکه اگر شما هزاران جایزه یا هزاران موفقیت به دست بیارین خودتون اولین کسی هستین که میدونین شایستش هستین یا نه حالا یا همه هوت کنن یا همه واست دست بزنن.احسان عليخاني: کسی که موفقه همیشه به موفقیتش حسادت میشه. از مصطفی خداحافظی میکنیم.میخواد بره سفر.برادرشم اینجاست. الاناست که برادرش کلمونو بکنه داره چپ چپ نگاه میکنه!چمدونشم نبسته.اره مصطفی؟ چمدونتو بستی یا نه؟مصطفی زماني: نه واقعا نبستم! مصطفي زمانی: امیر موهای شیریش ریخته

سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]