نويسنده: سيد مصطفي صابري


بعد از اکران پر هياهوي نوروزي، مدتي است سينماي کشور رنگ آثار فاخر و غير گيشه‌اي را به خود مي‌بيند و حتي به نوعي با رکود نسبي هم مواجه است، اما در اين بين اکران دو فيلم که به نوعي توقيف بودند، مقداري يخ سينماي کشور را از نظر اکران آثار قابل تأمل باز کرده، البته نه از نظر گيشه بلکه به خاطر جلب توجه مخاطب خاص. «برف روي کاج‌ها» اثر پيمان معادي و «ملکه» ساخته محمد علي باشه آهنگر، آثاري هستند که مدت زيادي از اکران آن‌ها مي‌گذرد و هر کدام بنا به دلايلي توقيف غيررسمي و خارج از قاعده‌اي را سپري کردند تا اين‌که همزمان با هم اکران شدند. در اين مجال اندک نگاهي به اين دو اثر داريم:

برف روي کاج‌ها؛ حس سرد تنهايي

کوتاه درباره اثر: برف روي کاج‌ها اولين ساخته پيمان معادي فيلمنامه‌نويس و بازيگر کشورمان است که از سال 1379 با نگارش فيلمنامه «آواز قو» به سينما آمد و با بازي در آثار فرهادي شناخته شد، در اين فيلم مهناز افشار، حسين پاکدل، ويشکا آسايش و حسين معجوني بازي مي‌کنند و فيلمبرداري و موسيقي متن آن هم به عهده دو نفر از بزرگان اين عرصه يعني محمود کلاري و کارن همايونفر است.

خلاصه داستان: از زندگي مشترک رويا که مدرس پيانو است با همسرش علي که دکتر دندانپزشک است 14 سال مي‌گذرد، روابط آن‌ها مدتي است که سرد شده و از قرار رويا که با همسرش اختلاف سني بسياري هم دارد، تلاشي براي بهتر شدن شرايط نمي‌کند تا به مرور زندگي اين دونفر دستخوش اتفاقات تلخي مي‌شود...

نقاط قوت اثر: برف روي کاج‌ها قصه تکراري شدن آدم‌ها براي همديگر است، آدم‌هايي که در زندگي امروز از کنار هم به راحتي عبور مي‌کنند و در کنار زندگي مي‌کنند بدون آن‌که زندگي کنند!! قصه فيلم هشداري جدي است که البته به خاطر توجه افراطي سينما به موضوع خيانت، رنگ کهنگي هم به خود گرفته اما يک سر و گردن از آثار مشابهش حتي «سعادت آباد» بالاتر است. درون‌گرايي شخصيت اصلي داستان که با بازي زيباي مهناز افشار همراه شده و به جاي آرامش، همراه نوعي بي‌اعتنايي به اطراف است، در کنار مضمون شاعرانه و چينش مناسب اجزاي صحنه و ارائه همه اين‌ها به صورت سياه و سفيد به زيبايي فيلم کمک بسياري کرده است.

نقاط ضعف اثر: آثاري مثل برف روي کاج‌ها به خاطر روابط پيچيده شخصيت‌ها، درون‌گرايي قهرمان، زنجيره کوتاه حوادث و... مستعد اين هستند که براي پيشبرد داستان و کمک به مخاطب براي درک داستان از نريشن استفاده کند، درست مانند آن‌چه در آثار استاد مهرجويي مثل «سنتوري» يا «ليلا» افتاده، اما معادي هوشمندانه از اين تمهيد ساده استفاده نکرده اما دريغ که براي بهتر شدن اثر ايده جايگزيني که تحمل ريتم کند و درک حوادث را براي مخاطب تسهيل کند، ندارد؛ لذا ممکن است تماشاي فيلم در برخي دقايق ملال‌آور يا غيرقابل فهم شود.

ملکه؛ نگاهي تازه و شاعرانه به دفاع مقدس

کوتاه درباره فيلم: محمد علي باشه آهنگر با فيلم «فرزند خاک» که روايت سالم ماندن پيکر يکي از رزمنده‌هاي اسلام سال‌ها پس از شهادتش بود، نشان داد که نگاه تازه‌اي به سينماي دفاع مقدس دارد، بعد هم که «بيداري‌روياها» را ساخت و قصه پر غصه خانواده‌هاي درگير جنگ و وصال‌ها و گسست‌ها را گفت تا رسيد به ملکه، اثري با شکوه که استانداردهاي تازه‌اي را هم در فرم روايت و هم در جلوه‌هاي ويژه پيش‌روي سينماي کشور و به خصوص سينماي دفاع مقدس ايجاد کرد.

خلاصه درباره فيلم: ماجراي فيلم در روزهاي پاياني جنگ در آبادان مي‌گذرد. سياوش رزمنده‌اي است که در کنار پرداختن به علاقه‌اش يعني زنبورداري در تلاش براي اثبات خود به ديگران در جايگاه يک ديده‌بان است اما او همچون جمشيد ديده‌بان قبلي که با گراهاي دقيقش امان عراقي‌ها را بريده بوده، موفق نيست. مکان ديده‌باني جمشيد و راز موفقيتش به شکل مرموزي نامعلوم است تا اين‌که سياوش موفق به کشف آن و اشراف کامل به مواضع دشمن مي‌شود اما از اين‌جاست که ترديدهاي بزرگي پيش روي او قرار مي‌گيرد....

نقاط قوت و ضعف اثر: اصلاً گول چند خط خلاصه‌اي که ما نوشتيم را نخوريد، «ملکه» چيزي فراتر از آن چيزي است که شما از يک داستان خطي و ساده با موضوع دفاع مقدس انتظار داريد، نه آدم‌هايش براي شما آشنا هستند، نه دغدغه‌هاي‌شان، نه شکل روايت که مرز عجيبي بين واقعيت، توهم، رويا و ... به شدت معلق است. روايت داستان در دقايقي حتي سورئال مي‌شود و ترديدهاي آدم‌هايش بسيار پيچيده است، اما باشه‌آهنگر در خلال همه اين‌ها به دنبال ارائه تصويري انساني از جنگ است اما خودش هم در پايان‌بندي مقابل برخي از آرمان‌هاي قهرمان‌هاي قصه‌اش قرار مي‌گيرد. بازي‌هاي عالي بازيگران گمنامي چون ميلاد کي‌مرام و حميدرضا آذرنگ هم چشم‌نواز است. فيلم در 13 رشته جشنواره نامزد شد اما به شدت مورد کم لطفي قرار گرفت. درک ضعيف بسياري از فيلم باعث شد طوري وانمود کنند که ملکه اثري ضد جنگ است در حالي که اين فيلم از جنس روايت است نه نسخه. حجم بالاي انفجارهاي فيلم که گاهي گوش‌خراش مي‌شود يا سهولت ارتباط با دنياي ارواح و... ريتم بعضاً کند آن‌هم از مواردي است که شايد باعث شود اثر را نپسنديد اما شک نکنيد تماشاي «ملکه» يک تجربه متفاوت است.


سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]