"جیب‌بر خیابان جنوبی": شخصیت‌ها و موقعیت‌ها آشنا هستند؛ اما اسعدی هم در کلیات و هم در جزئیات، نکته‌های تازه‌ای را بیرون می‌کشد. مثلا ارتباط بین خانم و آقای دزد، و حسی که شخصیت اصلی داستان، به دو زن اثیری و واقعی زندگی‌اش دارد. جیب بر خیابان جنوبی، "یکی از" بهترین فیلم‌های جشنواره‌ امسال است اما، "قطعا" دارای بهترین سکانس‌هایی است که امسال در جشنواره دیدیم. یکی همان سکانسی که مصطفی زمانی دارد با زدن جیب یک مانکن، تمرین دزدی می‌کند. محشر است. با آن قاب نیم رخ مرد و مانکن. همه‌ داستان فیلم، غلبه بر همین مانکن بدترکیب است. دشمن اصلی، نه حتی پلیس، که خودش است. بعد سکانس نخستین سرقت خانم و آقای دزد. با آن استفاده‌ درجه‌ یک‌اش از موسیقی. (عشاق سینما، در جریان هستند که موقع ساختن و دیدن یک فیلم، هیچ چیز به اندازه تجربه‌ همگامی تصویر و صدا، حال آدم را خوب نمی‌کند؛ از شاهکارهای سرجو لئونه تا وونگ کار وای). و صحنه‌ شام جوان‌ها در رستوران. که بارها در سینمای ایران نوشته شده، و این بار، حس و طعم ویژه‌ خودش را دارد. با بازی خوب نورا هاشمی، و حس تازه‌ای که کارگردان از وجود مصطفی زمانی بیرون می‌کشد. ده دقیقه‌ پایانی فیلم اقناع کننده نیست، اما خوشی پایان داستان، خبر از یک جور قوت روح، در وجود کارگردان می‌دهد که در این اوضاع باارزش است

سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]