روشنان: از اين که در اين مجموعه با «مصطفي زماني» بوديد چه احساسي داريد؟
ياري: مصطفي زماني پسر خيلي باهوشي بود و ما ارتباط بسيار دوستانه اي با هم داشتيم و داريم. زماني که من براي نوشتن قرارداد رفتم، هنوز براي نقش يوسف کسي انتخاب نشده بود، يک سري عکس روي ميز آقاي سلحشور بود. يعني چيزي حدود دو هزار عکس از تمام جواناني که عکس هاي شان را براي اين نقش فرستاده بودند روي ميز ايشان بود. من عکس مصطفي زماني را بين همه آن عکس ها ديدم. پس از اين که از دفتر بيرون آمدم مصطفي زماني در حال قدم زدن در راهرو بود، به او گفتم من عکس تو را ديدم و حس من به من مي گويد که براي اين نقش تو انتخاب مي شوي و اين براي او خيلي جالب بود. در آن زمان به يکي از دوستان که عکاس بود گفتم که مصطفي براي اين نقش انتخاب مي شود. بعداً که مصطفي براي تمرين سوارکاري به سر صحنه مي آمد به من مي گفت: من هيچ وقت آن جمله تو را فراموش نمي کنم.
روشنان: يک خاطره از پشت صحنه اين سريال بگوييد؟
ياري: سر سکانسي بود که من و مصطفي زماني بايد روبروي هم مي شديم و مصطفي به من مي گفت که من و تو با هم برادريم ولي برادران ديگر نفهمند. سر اين سکانس ما اصرار داشتيم که بدون استفاده از مواد شيميايي به صورت طبيعي گريه کنيم، براي همين چون بين فيلمبرداري مشکلات مختلفي پيش مي آمد ما مجبور بوديم صحنه را مرتب تکرار کنيم. توي اين سکانس هر دوي ما چيزي بالغ بر هشت بار گريه کرديم که آخرين بار گفتيم جان مادرتان اين پلان را درست بگيريد در غير اين صورت، مجبوريم ديگر اشک از کف پايمان دربياوريم.