خوش و بش جماعت هنرمند قبل از جلسهوقتی رسیدم به انتهای خیابان فلسطین جماعت هنرمند ایستاده بودند و دستهای‌شان را توی جیب کت و کاپشن‌شان کرده و با هم اختلاط می‌کردند. بعضی هم که احتمالا می‌دانستند نمی‌گذارند سیگار و فندک داخل برده شود، از بعضی دیگر که یا نمی‌دانستند یا بی خیال دانسته‌های خودشان بودند، سیگار می‌گرفتند و فرت فرت دود می‌کردند. هر کس به جمع‌شان اضافه می‌شد موجی از خوش و بش بین‌شان بلند می‌شد و دوباره فروکش می‌کرد. سر جمع، سرحال و سرخوش بودند. ایستاده بودند منتظر که یک نفر که کارت ملاقات‌ها پیشش بود برسد که رسید و جماعت داخل شدند. ما هم کمی دیرتر اجازه‌نامه‌مان رسید و رفتیم داخل.

جلسه نیمه‌عمومی و عریضه‌های خصوصیرفتیم داخل و بعد از خوردن شیرینی و شیرکاکائو، نشستیم روی صندلی‌هایی که مربعی بزرگ را تشکیل می‌دادند. صندلی رهبر وسط ضلع شمالی مربع بود و 70-80 صندلی دیگر هم برای عوامل که یک ضلعش مال خانم‌ها بود.
دو جوان کنار دستم بودند و دیدند دارم تند تند و خرچنگ قورباغه چیزهایی می‌نویسم. یکی به دیگری گفت: «ببین همه دارند نامه و درخواست می‌نویسند بدهند دست رهبر.» آن یکی هم گفت: «بیا ما هم بنویسیم.» سرم به حاشیه‌نویسی خودم گرم بود و فکر می‌کردم جوان‌ها، خام یادداشت‌برداری‌های من هستند. ولی آنها کاغذ و خودکاری جور کردند و از عاقله‌مردی که آن طرف‌شان نشسته بود پرسیدند: «آقا به نظرت چی درخواست کنیم؟» عاقله‌مرد جواب داد: «چیزی که در شان جلسه و رهبر باشد.» جوان‌ها گفتند: «مثلا چی؟» عاقله‌مرد تاملی کرد و گفت: «مثلا یک پست و مقام بی‌ارزش!»

خنده‌ام گرفت و نفهمیدم عاقله‌مرد جوان‌ها را دست انداخته یا پست و مقام را یا درخواست را. به هر حال جوان‌ها درخواست‌شان را شامل سرپناه، کارمناسب، همسر مناسب و معافیت از سربازی نوشتند و با اعتماد به نفس شماره تلفن‌شان را هم اضافه کردند. شاید اگر کاغذ جایی داشت یک پیتزا مخلوط هم سفارش می‌دادند.
سربلند کردم و اطراف را دید زدم. ولی خدای من! همه جماعت هنرمند در حال عریضه‌نویسی بودند. اینجا چه فکری درباره رهبر می‌کنند! حتی پسربچه 9ساله عاقله‌مرد هم نامه‌ای نوشت که من هر چه اصرار کردم و از صراط تهدید و تطمیع وارد شدم، نداد بخوانم نامه‌اش را. گفت: «خصوصیه!»

یکی از جوان‌ها به من گفت: «شما حرفه‌ای هستی‌ها!» بعد با آرنج به رفیقش سقلمه‌ای زد که: «ببین چند برگ کاغذ هم با خودش آورده. روان‌نویسش هم از این بنفش‌هاست که نامه‌اش دیده بشه.»کاغذها و روان‌نویس را دم در از یکی از همکاران قرض گرفته بودم. به جوان گفتم: «آره من حرفه‌ای‌ام!»

رییس صدا و سیما و گزارش و تیترها و درصدهایشرهبر آمد و همراهش ضرغامی و سلحشور. همه بلند شدند و رهبر که نشست همه نشستند دوباره. رهبر مثل همیشه از دور به حضار نگاه کرد و سرتکان داد. سر تکان دادن رهبر یک دقیقه‌ای طول کشید تقریبا نفر به نفر. بعد ضرغامی گزارشی داد از یکی از موفق‌ترین پروژه‌های تلویزیون و مخاطب 85 درصدی و رضایت 90 درصدی و تعقیب سریال توسط مراجع و کم‌خرج بودن پروژه نسبت به پروژه‌های مشابه و پخش شدن سریال در کشورهای عربی و همسایه و بعد از روی کاغذی تیتر روزنامه‌های عراقی را خواند که بله سریال یوسف پیامبر پَک و پوز سریال‌های ترکیه‌ای و هندی را به خاک مالیده.

رییس تازه حکم گرفته صدا و سیما از پرفروش‌ترین بودن این سریال در کلوپ‌های فیلم تاجیکستان خبر داد و گزارشی از حرف‌های در گوشی سفیر الجزایر که: هر چند مفتی‌های ما اجازه پخش سیمای پیامبران را در رسانه نمی‌دهند و ما نمی‌توانستیم رسما سریال را پخش کنیم ولی مردم خودشان از طریق ماهواره نگاه می‌کردند و حالش را می‌بردند. ضرغامی گوی ومیدان را به سلحشور داد تا او هم گزارش بدهد.
رهبر هم ساکت و آرام گوش می‌داد و با اینکه مثل همیشه دفترچه و روی میز کوچک کنار دستش بود ولی چیزی یادداشت نکرد.

سلحشور و تفسیر قرآن برای حضارسلحشور اول تشکر کرد که توانسته با بر و بچه‌ها بیاید پیش رهبر و امیدوار بود وقت رهبر را هدر نداده باشند. بعد گفت 54کشور به زبان عربی سریال یوسف را دیدند و البته همه دنیا با زیرنویس انگلیسی از ماهواره. بعد شروع کرد به تحلیل که چرا همه به سریال یوسف علاقه مند بودند و 5شاخص گفت مثل داستان زیبا و مستند بودن و عبرت آموزی و ... و البته جذابیت‌های بصری که از بین 5شاخص، 4شاخصش کار خدا بود به تنهایی و اگر خدا قبول کند فقط شاخص جذابیت‌های بصری می‌ماند برای ایشان! بعد هم در یک متری رهبر که خودش مرجع است و موهای سر و رویش را در دین سفید کرده به آیه آخر سوره یوسف اشاره کرد و شروع کرد به تفسیر قرآن و رهبر آرام گوش می‌داد و هنوز از قلم و دفترچه‌اش استفاده نکرده بود.

در طول صحبت سلحشور (والبته حتی قبل از آن و حتی‌تر قبل از آمدن رهبر) مصطفی زمانی ساکت و آرام و سربه‌زیر نشسته بود و عکاس‌ها بیشتر به این جوان محجوب توجه می‌کردند تا بقیه. سلحشور سینمای روز دنیا را هم به چالش کشید و گفت بهترین داستان‌ها، داستان پیامبران است. حدس زدم همه این صحبت‌ها منجر خواهد شد به یک پروژه دیگر در صدا و سیما از زندگی یک پیامبر دیگر!
آخر صحبت‌ها هم گله کرد از صدا و سیما که پشت صحنه‌های سریال را پخش نکرده و یک برنامه مستقل «شما و سیما» را به سریال اختصاص نداده و در مقابل انتقادات پشتیبانی نکرده و بعضی دفاتر سینمایی به بازیگران و عوامل سریال کار نمی‌دهند و ... البته سلحشور حواسش نبود که همراه عوامل سریالش حالا داشتند با شخص اول مملکت دیدار می‌کردند و این یعنی توجه در عالی‌ترین سطح. آخر سر هم یک‌سری سئوال از رهبر کرد که چرا با اینکه این سریال مخاطب زیادی داشت ولی مطبوعات و هنرمندان و رسانه‌ها حتی علما و مراجع از آن ایراد گرفتند و انتقاد و بی‌مهری کردند؟ و این سوالی بود که خودش باید جواب می‌داد نه رهبر.

حرف‌های رهبر که حاشیه نبودمن قرار است حاشیه‌ دیدار را بنویسم نه متن آن را. صحبت‌های رهبر هم حاشیه نیست، پس قاعدتا نباید دنبال صحبت‌های رهبر در این متن گشت. فقط به‌عنوان کسی که نسبت به داستان و داستان‌نویسی علاقه و آشنایی دارم، نمی‌توانم از بعضی قسمت‌های صحبت‌های ایشان بگذرم حتی اگر حاشیه نباشد. رهبر گفت جایزه‌هایی مثل اسکار و نوبل که دیگر رسوا شده، مثلا همین جان اشتاین‌بک تا وقتی علیه امپریالیسم می‌نوشت به نان شبش محتاج بود. تا درباره جنگ ویتنام و به نفع آمریکا رمان نوشت، برنده جایزه نوبل ادبیات شد یا در جای دیگری گفتند مشکل سیما و سینمای ما در فیلم‌ها و سریال‌ها قصه خوب است. اولین شرط یک فیلم خوب یک قصه خوب است و روی این موضوع باید کار کرد.

رهبر یک جایی هم به شخصیت جامع‌الاطراف حضرت یوسف(ع) اشاره کرد و گفت پیامبران فقط برای دعا و نیایش و نصیحت مردم مبعوث نشدند. اگر این‌طور بود که ظالمان آنها را نمی‌کشتند. پیامبران برای هدایت مردم و تغییر تاریخ و مبارزه(ونه حتی صرفا مخالفت) با ظلم مبعوث می‌شدند. این بخش از صحبت رهبر ضمن تقدیر از شخصیت‌پردازی حضرت یوسف در سریال، نقد ظریفی هم به شخصیت‌پردازی حضرت یعقوب داشت. و یک جای دیگر هم به بحث تخیل و داستان‌پردازی هنرمند و نویسنده اشاره کردند و یک جورهایی در جواب سلحشور که تخیل را نوعی دروغ‌پردازی معرفی کرده بود، گفتند: «البته بیشتر رمان‌ها و داستان‌های معروف دنیا مبتنی بر یک حادثه واقعی هستند، هرچند شاید داستان‌شان واقعی نباشد و با نگاه هنرمندانه نویسنده و تخیل و داستان‌پردازی او درست شده باشد. نگاه هنرمند با نگاه مردم عادی فرق دارد و به همین خاطر جذابیت دارد.» حاضرم شرط ببندم اگر همه 70-80 نفر حاضر در جلسه - از جمله خودم - همه کتاب‌ها و رمان‌هایی که خوانده‌ایم را لیست کنیم، هنوز از رهبر کمتر کتاب دست گرفته‌ایم!

حاج آقا اجازه!صحبت‌های رهبر که تمام شد طبق معمول همه ریختند و آمدند که صحبت‌های مهم بکنند. سلحشور هم که همان جا کنار رهبر نشسته بود، در حد توان عوامل را معرفی می‌کرد. یکی از خانم‌ها به زور خودش را جلو کشید و گفت: «حاج آقا از اینکه از نزدیک دیدم‌تان خوشحالم.» چند نفر همزمان داشتند از نابه‌سامانی صداوسیما می‌گفتند و ضرغامی که صندلی‌اش کنار صندلی رهبر بود و حکمش را برای 5 سال آینده گرفته بود، روی صندلی کناری خودش را کمی کج کرده بود و به حرف‌ها گوش می‌داد. وسط کار بعضی‌ها روی صحبت‌شان را عوض می‌کردند سمت ضرغامی در حالی که در یک قدمی رهبر ایستاده بودند. محافظ‌ها تلاش می‌کردند جماعت هنرمند را کنترل کنند.

خانمی جلو آمد و گفت: «از اینکه برای ما وقت گذاشتید ممنونم ولی حاج آقا من یک آرزویی دارم؛ آرزوی مملکتی بدون فقر و اعتیاد.» رهبر هم که به صورت زن نگاه نمی‌کرد، گفت: «این آرزوی همه‌مان است.» جعفر دهقان هم ایستاده بود جلوی رهبر و تکان نمی‌خورد. یک نفر از عقب صدا زد: «جعفر بیا کنار؛ بیا کنار ماسکه کردی!» پسر جوانی توی آن هیری بیری گفت: «حاج آقا اجازه!» رهبر توجه کرد. جوان گفت: «می‌شه چفیه‌تان را بگیرم؟» و رهبر چفیه را به جوان داد و او چفیه را روی صورتش گذاشت و خودش را از حلقه جماعت هنرمند بیرون کشید.

یکی دو نفر مصطفی زمانی را هل دادند جلو و گفتند آقا این هم یوزارسیف. رهبر لبخندی زدند و گفتند:«شما آقاجان اولین تجربه تصویری‌تان با حضرت یوسف بود، خودتان را حفظ کنید و همیشه مثل حضرت یوسف بمانید.» زمانی ساکت و آرام هم چشمی گفت و با فشار جمعیت عقب رانده شد.

یک نفر دیگر چند برگ کاغذ گرفته بود جلوی رهبر و می‌گفت: «این طرح را چندجا بردم و توجه نکرده‌اند، شما ببینید اشکالش چیست؟» رهبر اشاره که کردند که آقای ضرغامی اینجا نشسته چرا می‌دهید به من؟! ضرغامی دستش را دراز کرده بود، طرح را بگیرد ولی صاحب طرح تردید داشت بدهد یا ندهد. جعفر دهقان قرآن کوچکی را به رهبر داد تا امضا کند. قرآن را یکی از محافظ‌ها گرفت و گفت: «برایت می‌آورم.» صدای الله اکبر اذان که بلند شد، رهبر هم از روی صندلی بلند شد. جهانبخش سلطانی خودش را جلو کشید و گفت: «حاج‌آقا من با لهجه اصفهانی نماز می‌خونم اشکال دارد یا نه؟» رهبر و بقیه که ایستاده بودند، خندیدند و رفتند برای نماز.

حرفت را توی دلت نگه نداربعد از نماز سلحشور داشت راجع به اهمیت حضرت موسی و داستانش با رهبر صحبت می‌کرد. جوانی جلو آمد، رهبر به او توجه کرد. جوان گفت:«من دانشجوی ممتاز دانشگاه علامه طباطبایی بودم ولی حقم را خوردند.» رهبر گفت: شما همین را بنویس که فعلا ماجرا از دلت دربیاید بریزد روی کاغذ تا ما بخوانیم و ببینیم چه کاری می‌شود کرد.

یک نفر دیگر هم که نقش هم‌سلولی یوزارسیف را در سریال بازی ‌می‌کرد سلام یک مشهدی را به رهبر رساند. رهبر پرسید شما خودتان هم مشهدی هستید؟ مرد تایید کرد. رهبر جواب سلام آن بنده خدا را داد و به مرد مشهدی گفت شما فلانی را هم می‌شناسید؟ مرد از اینکه رهبر آن فرد را می‌شناسد تعجب کرد. از او خداحافظی کرد و به سلحشور گفت: «برویم ببینیم شما چه می‌گویید.» سلحشور با آب و تاب داستان حضرت موسی را برای مردی تعریف می‌کرد که مرجع تقلید است و موهای سرش و رویش را در راه دین سفید کرده و به اندازه همه حاضران رمان خوانده و... . رهبر از سالن خارج شد و جعفر دهقان دنبال کسی می‌گشت که قرآنش را پس بگیرد.


گزارش کامل

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی امروز در دیدار کارگردان، هنرمندان و عوامل تولید سریال حضرت یوسف (ع) ضمن تشکر و قدردانی از این کار هنری برجسته، تأکید کردند: این سریال در واقع شروعی برای کارهای هنری خلاقانه با پردازش داستانی قوی در مجموعه هنر انقلابی است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صدا و سیما، و همچنین هنرمندان باید در این زمینه بیش از پیش سرمایه گذاری کنند.
ایشان پردازش هنرمندانه قصه در سریال حضرت یوسف (ع) را یکی از ویژگی های بارز این مجموعه تلویزیونی برشمردند و افزودند: در دنیای کنونی هنر و سینما، معمولاً برای جذب مخاطب، از برخی مسائل از جمله جاذبه های جنسی استفاده می شود اما در این سریال که بسیار پرمخاطب و مورد رضایت بینندگان در ایران و سایر کشورها هم بود، برخلاف غالب فیلم ها و مجموعه های نمایشی، محور داستان عصمت و پاکدامنی است.
رهبر انقلاب اسلامی این موضوع را بسیار ارزشمند دانستند و خاطرنشان کردند: یکی دیگر از ویژگیهای این سریال، به تصویر کشیده شدن شخصیتی جامع الاطراف و نبوت واقعی از یوسف پیامبر بود که این شخصیت دینی علاوه بر معنویت و توجه به دعا و ذکر، در صحنه مدیریت جامعه، تدبیر امور، مبارزه با ظلم، و ایستادگی در مقابل فشارها نقش بارزی داشت.
حضرت آیت الله خامنه ای، صنعت سینمای امروز را صنعتی بظاهر هنری ولی در باطن سیاسی دانستند و افزودند: بیشتر شرکتها و مؤسسات سینمایی در هالیوود مظهر اراده سیاسی دستگاه منسجمی هستند که پشت صحنه سیاست امریکا قرار دارد و حتی در برخی موارد فراتر از دولتها نیز قرار گرفته است.
ایشان با تأکید بر اینکه پیشرفت وسایل ارتباطاتی و هنری، صنعت سینما و فیلم سازی را به ابزاری تأثیرگذار برای بیان افکار و همچنین اهداف سیاسی تبدیل کرده، خاطرنشان کردند: نظام جمهوری اسلامی ایران حرفها و ایده های جدیدی برای گفتن دارد که باید با استفاده از شیوه های هنرمندانه و تأثیرگذار، مطرح شوند.
رهبر انقلاب اسلامی، مردم سالاری دینی را یکی از ایده های نو و بی سابقه در دنیا دانستند و افزودند: مردم سالاری همراه با حقیقت دینی، اکنون در ایران تحقق پیدا کرده و می توان با شیوه های هنری و نمایشی این واقعیت بی نظیر را به جهانیان معرفی کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای، ایستادگی بی محابای نظام اسلامی در مقابل ظلم را یکی دیگر از واقعیت های بی سابقه در دنیا برشمردند و افزودند: حرفها و ایده های جذاب و بسیار پرطرفدار در میان ملتها، در نظام اسلامی ایران وجود دارد، که می توان آنها را در قالب داستانهای نمایشی بلند و یا کوتاه و با شیوه ای هنرمندانه عرضه کرد.
ایشان با تأکید بر لزوم استفاده بیشتر از این ظرفیت برای ترویج تفکر نظام اسلامی، خاطرنشان کردند: چنین آثار هنری، قطعاً آثار بزرگی خواهند شد اما هیچگاه جایزه اسکار و یا نوبل هنری را دریافت نخواهند کرد زیرا امروز کوس رسوایی دستگاههای جهانی پشتیبان هنر، در دنیا زده شده است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: این جایزه ها هیچ ارزشی ندارند و هنرمندان نیز نباید برای کسب این جایزه ها به دنبال ساخت اثر هنری باشند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه هنرمندان باید بدنبال ساخت آثار هنری برای حقیقت باشند، خاطرنشان کردند: باید روش های هنرمندانه را فراگرفت و برای ساخت اثرهای هنری مبتنی بر حقیقت، همت کرد که این هدف نیز جز با تلاش هنرمندان متعهد و جوانان مؤمن محقق نخواهد شد.
ایشان تأکید کردند: در کارهای سینمایی و مجموعه های تلویزیونی به هیچ وجه نباید از هنر و روشهای هنرمندانه کم گذاشت.
رهبر انقلاب اسلامی یکی از ضعف های اصلی فیلم ها و مجموعه های نمایشی داخل را نداشتن قصه خوب، دانستند و افزودند: قوام یک اثر هنری به قصه پردازی مناسب، قوی و جذاب است که باید در این زمینه توجه جدی تری شود.
حضرت آیت الله خامنه ای با قدردانی از تلاشهای آقای سلحشور کارگردان مجموعه تلویزیونی یوسف پیامبر تأکید کردند: قطعاً همه عوامل این مجموعه با ارزش و برجسته، در پیشگاه خداوند مأجور هستند.
ایشان خاطرنشان کردند: البته برخی ایرادهایی هم که به این مجموعه گرفته شد، یا صحیح نبود و یا آنقدر اهمیت نداشت که بخواهد به این کار بزرگ، خدشه ای وارد کند.
در این دیدار آقای ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما، مجموعه تلویزیونی یوسف پیامبر را یکی از موفق ترین مجموعه های نمایشی رسانه ملی برشمرد و گفت: ارتباط گسترده با همه اقشار مردم، مخاطب بالای هشتاد و پنج درصد، رضایتمندی بالای نود درصد، پژوهش قوی و گسترده، گروه حرفه ای و متعهد از هنرمندان و عوامل، و استقبال بسیار گسترده در کشورهای مختلف دنیا از ویژگیها و برجستگی های سریال حضرت یوسف (ع) است.
وی توجه به موضوعات معارفی در قالب کارهای نمایشی را از جمله رویکردهای رسانه ملی بیان کرد و افزود: با توجه به برخی تجربه های موفق، استفاده از ظرفیت داستانهای کوتاه برای موضوعات معارفی در دستور کار صدا و سیما قرار گرفته است.
آقای فرج الله سلحشور کارگردان مجموعه تلویزیونی یوسف پیامبر نیز در این دیدار با اشاره به استقبال گسترده از این سریال در داخل و خارج کشور گفت: قصه زیبای سریال، واقعی و مستند بودن داستان، عبرت آموزی داستان، محتوای غنی اسلامی، و جلوه های بصری از عوامل اصلی موفقیت این مجموعه نمایشی بوده است.
وی همچنین خواستار توجه بیشتر مسئولان و هنرمندان به حقیقت گرایی در فیلم ها و مجموعه های نمایشی و استفاده از ظرفیت داستانهای قرآنی شد.
در پایان این دیدار، عوامل و هنرمندان سریال حضرت یوسف (ع) از نزدیک با رهبر انقلاب اسلامی گفتگو کردند.
سپس نماز ظهر و عصر به امامت حضرت آیت الله خامنه ای اقامه شد.
سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]